Divanul lui Shams› Gazel 604› Distih 8 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۶۰۴
- بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل گر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
G604:8
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد·زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
- 2 غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش·زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
- 3 نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد·گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
- 4 صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید·با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد
- 5 از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد·یا باغ گل خندان یا سرو و سمن دارد
- 6 گر صورت شمع او اندر لگن غیرست·بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد
- 7 گر با دگرانی تو در ما نگرانی تو·ما روح صفا داریم گر غیر بدن دارد
- 8 بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل·گر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
- 9 شمس الحق تبریزی شاه همه شیرانست·در بیشه جان ما آن شیر وطن دارد
ganjoor: sh604 · public domain