Divanul lui Shams› Gazel 66› Distih 8 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۶۶
- چو بیصورت تو جان باشی، چه نقصان گر نهان باشی؟ چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را
G66:8
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را·فرومگذار در مجلس چنین اشگرف جامی را
- 2 ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را·مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را
- 3 بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را·مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را
- 4 غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی·تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را
- 5 کسی کز نام میلافد بهل کز غصه بشکافد·چو آن مرغی که میبافد به گرد خویش دامی را
- 6 در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه·مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
- 7 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی·مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را
- 8 چو بیصورت تو جان باشی، چه نقصان گر نهان باشی؟·چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را
- 9 بیا ای همدل محرم، بگیر این بادهٔ خرم·چنان سرمست شو این دم که نشناسی مقامی را
- 10 برو ای راه ره پیما بدان خورشید جانافزا·از این مجنون پرسودا ببر آنجا سلامی را
- 11 بگو ای شمس تبریزی از آن میهای پاییزی·به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را
ganjoor: sh66 · public domain