Divanul lui Shams Gazel 69 Distih 8 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۶۹

  1. توی جان من و بی‌جان ندانم زیست من باری توی چشم من و بی‌تو ندارم دیده بینا

G69:8

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا·ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما
  2. 2 درآید جان فزای من گشاید دست و پای من·که دستم بست و پایم هم کف هجران پابرجا
  3. 3 بدو گویم به جان تو که بی‌تو ای حیات جان·نه شادم می‌کند عشرت نه مستم می‌کند صهبا
  4. 4 وگر از ناز او گوید برو از من چه می‌خواهی·ز سودای تو می‌ترسم که پیوندد به من سودا
  5. 5 برم تیغ و کفن پیشش چو قربانی نهم گردن·که از من دردسر داری مرا گردن بزن عمدا
  6. 6 تو می‌دانی که من بی‌تو نخواهم زندگانی را·مرا مردن به از هجران به یزدان کاخرج الموتی
  7. 7 مرا باور نمی‌آمد که از بنده تو برگردی·همی‌گفتم اراجیفست و بهتان گفته اعدا
  8. 8 توی جان من و بی‌جان ندانم زیست من باری·توی چشم من و بی‌تو ندارم دیده بینا
  9. 9 رها کن این سخن‌ها را بزن مطرب یکی پرده·رباب و دف به پیش آور اگر نبود تو را سرنا

ganjoor: sh69 · public domain