Divanul lui Shams› Gazel 742› Distih 9 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۷۴۲
- چونک از طفلی برون شد چشم دانش برگشاد بر لب جو کی دوادو بر نشان جو کند
G742:9
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند·چونک رد خلق کردش عشق رو با او کند
- 2 کانک شاید خلق را آن کس نشاید عشق را·زانک جان روسپی باشد که او صد شو کند
- 3 چون نشاید دیگران را تا همه ردش کنند·شاه عشقش بعد از آن با خویش همزانو کند
- 4 زانک خلقش چون براند خو ز خلقان واکند·باطن و ظاهر همه با عشق خوش خو خو کند
- 5 جان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشد·دل به مهر هر کسی دزدیده رو هر سو کند
- 6 چون ببیند عشق گوید زلف من سایه فکند·وانگهی عاشق در این دم مشک و عنبر بو کند
- 7 مشک و عنبر را کنم من خصم آن مغز و دماغ·تا که عاشق از ضرورت ترک این هر دو کند
- 8 گرچه هم بر یاد ما بو کرد عاشق مشک را·نوطلب باشد که همچون طفلکان کوکو کند
- 9 چونک از طفلی برون شد چشم دانش برگشاد·بر لب جو کی دوادو بر نشان جو کند
- 10 عاشق نوکار باشی تلخ گیر و تلخ نوش·تا تو را شیرین ز شهد خسروی دارو کند
- 11 تا بود کز شمس تبریزی بیابی مستیی·از ورای هر دو عالم کان تو را بیتو کند
ganjoor: sh742 · public domain