Divanul lui Shams Gazel 784 Distih 8 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۷۸۴

  1. تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند

G784:8

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند·زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند
  2. 2 عاشقان را چو همه پیشه و بازار توی·عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند
  3. 3 سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو·فقها سوی مدارس پی تکرار شدند
  4. 4 همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند·همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
  5. 5 دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست·پر گشادند و همه جعفر طیار شدند
  6. 6 صدقات شه ما حصه درویشانست·عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند
  7. 7 ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم·سایه جویان چو زنان در پس دیوار شدند
  8. 8 تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست·ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند
  9. 9 جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود·جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند
  10. 10 همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند·مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند

ganjoor: sh784 · public domain