Citește› Daftar 1› Secțiune 58 ← anterior · următor →
بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را
Iepurele îi interzice să le dezvăluie secretul
- M1:1051 گفت هر رازی نشاید باز گفتجفت طاق آید گهی گه طاق جفت
- M1:1052 از صَفا گر دَم زَنی با آینهتیره گردد زود با ما آینه
- M1:1053 در بیانِ این سه، کَم جُنبان لبتاز ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت
- M1:1054 کین سه را خصمست بسیار و عدودر کمینت ایستد چون داند او
- M1:1055 ور بگویی با یکی دو الوَداعکُلُّ سرٍّ جاوَزَ الاثنَینَ شاع
- M1:1056 گر دو سه پَرَّنده را بندی بهَمبر زمین مانند محبوس از الم
- M1:1057 مشورت دارند سَرپوشیده خوبدر کنایت با غلط افکن مشوب
- M1:1058 مشورت کردی پیمبر بستهسَرگفته ایشانش جواب و بیخبر
- M1:1059 در مثالی بسته گفتی رای راتا ندانند خصم از سَر پای را
- M1:1060 او جواب خویش بگرفتی ازووز سؤالش مینبُردی غیرْ بو