Citește Daftar 3 Secțiune 131 ← anterior · următor →

بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا

Pericolul păsării care a abandonat prudența din lăcomie și dorință

  1. M3:2862 باز مرغی فوق دیواری نشستدیده سوی دانه دامی ببست
  2. M3:2863 یک نظر او سوی صحرا می‌کندیک نظر حرصش به دانه می‌کشد
  3. M3:2864 این نظر با آن نظر چالیش کردناگهانی از خرد خالیش کرد
  4. M3:2865 باز مرغی کان تردد را گذاشتزان نظر بر کند و بر صحرا گماشت
  5. M3:2866 شاد پرّ و بال او بَـخّـاً لَهُتا امام جمله آزادان شد او
  6. M3:2867 هر که او را مقتدا سازد برستدر مقام امن و آزادی نشست
  7. M3:2868 زانک شاه حازمان آمد دلشتا گلستان و چمن شد منزلش
  8. M3:2869 حزم ازو راضی و او راضی ز حزماین چنین کن گر کنی تدبیر و عزم
  9. M3:2870 بارها در دام حرص افتاده‌ایحلق خود را در بریدن داده‌ای
  10. M3:2871 بازت آن تواب لطف آزاد کردتوبه پذرفت و شما را شاد کرد
  11. M3:2872 گفت إن عُدتُم کذا عُدنا کذانحنُ زوّجنَا الْفِعالَ بِالجزا
  12. M3:2873 چونک جفتی را بر خود آورمآید آن را جفتش دوانه لاجرم
  13. M3:2874 جفت کردیم این عمل را با اثرچون رسد جفتی رسد جفتی دگر
  14. M3:2875 چون رباید غارتی از جفت شویجفت می‌آید پس او شوی‌جوی
  15. M3:2876 بار دیگر سوی این دام آمدیتخاک اندر دیدهٔ توبه زدیت
  16. M3:2877 بازتان تواب بگشاد از گرهگفت هین بگریز روی این سو منه
  17. M3:2878 باز چون پروانهٔ نسیان رسیدجانتان را جانب آتش کشید
  18. M3:2879 کم کن ای پروانه نسیان و شکیدر پر سوزیده بنگر تو یکی
  19. M3:2880 چون رهیدی شکر آن باشد که هیچسوی آن دانه نداری پیچ پیچ
  20. M3:2881 تا ترا چون شکر گویی بخشد اوروزیی بی دام و بی خوف عدو
  21. M3:2882 شکر آن نعمت که‌تان آزاد کردنعمت حق را بباید یاد کرد
  22. M3:2883 چند اندر رنجها و در بلاگفتی از دامم رها ده ای خدا
  23. M3:2884 تا چنین خدمت کنم احسان کنمخاک اندر دیدهٔ شیطان زنم