Citește› Daftar 3› Secțiune 63 ← anterior · următor →
بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری
Profesorul a căzut în pat și gemea de durere din cauza iluziei de boală
- M3:1577 جامه خواب آورد و گسترد آن عجوزگفت امکان نه و باطن پر ز سوز
- M3:1578 گر بگویم متهم دارد مراور نگویم جد شود این ماجرا
- M3:1579 فال بد رنجور گرداند همیآدمی را که نبودستش غمی
- M3:1580 قول پیغامبر قبوله یفرضان تمارضتم لدینا تمرضوا
- M3:1581 گر بگویم او خیالی بر زندفعل دارد زن که خلوت میکند
- M3:1582 مر مرا از خانه بیرون میکندبهر فسقی فعل و افسون میکند
- M3:1583 جامه خوابش کرد و استاد اوفتادآه آه و ناله از وی میبزاد
- M3:1584 کودکان آنجا نشستند و نهاندرس میخواندند با صد اندهان
- M3:1585 کین همه کردیم و ما زندانییمبد بنایی بود ما بد بانییم