Citește› Daftar 3› Secțiune 97 ← anterior · următor →
بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم
Dikkoqi a mers înainte pentru a conduce rugăciunea acelor oameni
- M3:2122 در تحیات و سلام الصالحینمدح جملهٔ انبیا آمد عجین
- M3:2123 مدحها شد جملگی آمیختهکوزهها در یک لگن در ریخته
- M3:2124 زانک خود ممدوح، جز یک بیش نیستکیشها زین روی، جز یک کیش نیست
- M3:2125 دان که هر مدحی بهنور حق رودبر صور و اشخاص عاریت بود
- M3:2126 مدحها جز مستحق را کی کنندلیک بر پنداشت گمره میشوند
- M3:2127 همچو نوری تافته بر حایطیحایط آن انوار را چون رابطی
- M3:2128 لاجرم چون سایه سوی اصل راندضال مه گم کرد و ز استایش بماند
- M3:2129 یا ز چاهی عکس ماهی وا نمودسر بهچَه در کرد و آن را میستود
- M3:2130 در حقیقت مادح ماهست اوگرچه جهل او بعکسش کرد رو
- M3:2131 مدح او مهراست نه آن عکس راکفر شد آن چون غلط شد ماجرا
- M3:2132 کز شقاوت گشت گمره آن دلیرمه به بالا بود و او پنداشت زیر
- M3:2133 زین بتان خلقان پریشان میشوندشهوت رانده پشیمان میشوند
- M3:2134 زآنک شهوت با خیالی رانده استوز حقیقت دورتر وا مانده است
- M3:2135 با خیالی میل تو چون پَر بودتا بدان پَر بر حقیقت بر شود
- M3:2136 چون براندی شهوتی پَرّت بریختلنگ گشتی و آن خیال از تو گریخت
- M3:2137 پَر نگه دار و چنین شهوت مرانتا پَر میلت برد سوی جنان
- M3:2138 خلق پندارند عشرت میکنندبر خیالی پر خود بر میکنند
- M3:2139 وامدار شرح این نکته شدممهلتم ده معسرم زان تن زدم