Citește› Daftar 4› Secțiune 3 ← anterior · următor →
بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی
Povestea predicatorului care la fiecare început de predică se ruga pentru asupritori, pentru cei cu inima împietrită și pentru cei fără credință.
- M4:80 آن یکی واعظ چو بر تخت آمدیقاطعان راه را داعی شدی
- M4:81 دست برمیداشت یا رب رحم رانبر بدان و مفسدان و طاغیان
- M4:82 بر همه تسخرکنان اهل خیربرهمه کافردلان و اهل دیر
- M4:83 مینکردی او دعا بر اصفیامینکردی جز خبیثان را دعا
- M4:84 مر ورا گفتند کین معهود نیستدعوت اهل ضلالت جود نیست
- M4:85 گفت نیکویی ازینها دیدهاممن دعاشان زین سبب بگزیدهام
- M4:86 خبث و ظلم و جور چندان ساختندکه مرا از شر به خیر انداختند
- M4:87 هر گهی که رو به دنیا کردمیمن ازیشان زخم و ضربت خوردمی
- M4:88 کردمی از زخم آن جانب پناهباز آوردندمی گرگان به راه
- M4:89 چون سببساز صلاح من شدندپس دعاشان بر منست ای هوشمند
- M4:90 بنده مینالد به حق از درد و نیشصد شکایت میکند از رنج خویش
- M4:91 حق همی گوید که آخر رنج و دردمر ترا لابه کنان و راست کرد
- M4:92 این گله زان نعمتی کن کت زنداز در ما دور و مطرودت کند
- M4:93 در حقیقت هر عدو داروی تستکیمیا و نافع و دلجوی تست
- M4:94 که ازو اندر گریزی در خلااستعانت جویی از لطف خدا
- M4:95 در حقیقت دوستانت دشمناندکه ز حضرت دور و مشغولت کنند
- M4:96 هست حیوانی که نامش اشغرستاو به زخم چوب زفت و لمترست
- M4:97 تا که چوبش میزنی به میشوداو ز زخم چوب فربه میشود
- M4:98 نفس مؤمن اشغری آمد یقینکو به زخم رنج زفتست و سمین
- M4:99 زین سبب بر انبیا رنج و شکستاز همه خلق جهان افزونترست
- M4:100 تا ز جانها جانشان شد زفتترکه ندیدند آن بلا قوم دگر
- M4:101 پوست از دارو بلاکش میشودچون ادیم طایفی خوش میشود
- M4:102 ورنه تلخ و تیز مالیدی دروگنده گشتی ناخوش و ناپاک بو
- M4:103 آدمی را پوست نامدبوغ داناز رطوبتها شده زشت و گران
- M4:104 تلخ و تیز و مالش بسیار دهتا شود پاک و لطیف و با فره
- M4:105 ور نمیتانی رضا ده ای عیارگر خدا رنجت دهد بیاختیار
- M4:106 که بلای دوست تطهیر شماستعلم او بالای تدبیر شماست
- M4:107 چون صفا بیند بلا شیرین شودخوش شود دارو چو صحتبین شود
- M4:108 برد بیند خویش را در عین ماتپس بگوید اُقتلوني یا ثقات
- M4:109 این عوان در حق غیری سود شدلیک اندر حق خود مردود شد
- M4:110 رحمِ ایمانی ازو بُبریده شدکین شیطانی برو پیچیده شد
- M4:111 کارگاه خشم گشت و کینوریکینه دان اصل ضلال و کافری