Citește› Daftar 4› Secțiune 99 ← anterior · următor →
بخش ۹۹ - غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست
Omenirea fiind înșelată de inteligența și imaginația propriei naturi și nefiind în căutarea cunoașterii invizibilului, care este cunoașterea profeților
- M4:2559 دیدم اندر خانه من نقش و نگاربودم اندر عشق خانه بیقرار
- M4:2560 بودم از گنج نهانی بیخبرورنه دستنبوی من بودی تبر
- M4:2561 آه گر داد تبر را دادمیاین زمان غم را تبرا دادمی
- M4:2562 چشم را بر نقش میانداختمهمچو طفلان عشقها میباختم
- M4:2563 پس نکو گفت آن حکیم کامیارکه تو طفلی خانه پر نقش و نگار
- M4:2564 در الهینامه بس اندرز کردکه بر آر از دودمان خویش گرد
- M4:2565 بس کن ای موسی بگو وعدهٔ سومکه دل من ز اضطرابش گشت گم
- M4:2566 گفت موسی آن سوم ملک دوتودو جهانی خالص از خصم و عدو
- M4:2567 بیشتر زان ملک که اکنون داشتیکان بد اندر جنگ و این در آشتی
- M4:2568 آنک در جنگت چنان ملکی دهدبنگر اندر صلح خوانت چون نهد
- M4:2569 آن کرم که اندر جفا آنهات داددر وفا بنگر چه باشد افتقاد
- M4:2570 گفت ای موسی چهارم چیست زودبازگو صبرم شد و حرصم فزود
- M4:2571 گفت چارم آنک مانی تو جوانموی همچون قیر و رخ چون ارغوان
- M4:2572 رنگ و بو در پیش ما بس کاسدستلیک تو پستی سخن کردیم پست
- M4:2573 افتخار از رنگ و بو و از مکانهست شادی و فریب کودکان