Citește Daftar 5 Secțiune 132 ← anterior · următor →

بخش ۱۳۲ - حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کنندهٔ اختیار نیست

O poveste tot în sprijinul liberului arbitru al omului și explicarea faptului că predestinarea și hotărârea divină nu anulează liberul arbitru.

  1. M5:3052 گفت دزدی شحنه را کای پادشاهآنچ کردم بود آن حکم اله
  2. M5:3053 گفت شحنه آنچ من هم می‌کنمحکم حقست ای دو چشم روشنم
  3. M5:3054 از دکانی گر کسی تربی بردکین ز حکم ایزدست ای با خرد
  4. M5:3055 بر سرش کوبی دو سه مشت ای کرهحکم حقست این که اینجا باز نه
  5. M5:3056 در یکی تره چو این عذر ای فضولمی‌نیاید پیش بقالی قبول
  6. M5:3057 چون بدین عذر اعتمادی می‌کنیبر حوالی اژدهایی می‌تنی
  7. M5:3058 از چنین عذر ای سلیم نانبیلخون و مال و زن همه کردی سبیل
  8. M5:3059 هر کسی پس سبلت تو بر کندعذر آرد خویش را مضطر کند
  9. M5:3060 حکم حق گر عذر می‌شاید تراپس بیاموز و بده فتوی مرا
  10. M5:3061 که مرا صد آرزو و شهوتستدست من بسته ز بیم و هیبتست
  11. M5:3062 پس کرم کن عذر را تعلیم دهبرگشا از دست و پای من گره
  12. M5:3063 اختیاری کرده‌ای تو پیشه‌ایکه اختیاری دارم و اندیشه‌ای
  13. M5:3064 ورنه چون بگزیده‌ای آن پیشه رااز میان پیشه‌ها ای کدخدا
  14. M5:3065 چونک آید نوبت نفس و هوابیست مرده اختیار آید ترا
  15. M5:3066 چون برد یک حبه از تو یار سوداختیار جنگ در جانت گشود
  16. M5:3067 چون بیاید نوبت شکر نعماختیارت نیست وز سنگی تو کم
  17. M5:3068 دوزخت را عذر این باشد یقینکه اندرین سوزش مرا معذور بین
  18. M5:3069 کس بدین حجت چو معذورت نداشتوز کف جلاد این دورت نداشت
  19. M5:3070 پس بدین داور جهان منظوم شدحال آن عالم همت معلوم شد