Citește Daftar 6 Secțiune 124 ← anterior · următor →

بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد

Întoarcerea acelui om fericit și cu dorința îndeplinită, mulțumind lui Dumnezeu, prosternându-se și uimit de minunile semnelor lui Dumnezeu și de manifestarea interpretărilor lor într-un mod pe care nicio minte sau înțelegere nu îl poate atinge

  1. M6:4333 باز گشت از مصر تا بغداد اوساجد و راکع ثناگر شکرگو
  2. M6:4334 جمله ره حیران و مست او زین عجبز انعکاس روزی و راه طلب
  3. M6:4335 کز کجا اومیدوارم کرده بودوز کجا افشاند بر من سیم و سود
  4. M6:4336 این چه حکمت بود که قبلهٔ مرادکردم از خانه برون گمراه و شاد
  5. M6:4337 تا شتابان در ضلالت می‌شدمهر دم از مطلب جداتر می‌بدم
  6. M6:4338 باز آن عین ضلالت را به جودحق وسیلت کرد اندر رشد و سود
  7. M6:4339 گمرهی را منهج ایمان کندکژروی را محصد احسان کند
  8. M6:4340 تا نباشد هیچ محسن بی‌وجاتا نباشد هیچ خاین بی‌رجا
  9. M6:4341 اندرون زهر تریاق آن حفیکرد تا گویند ذواللطف الخفی
  10. M6:4342 نیست مخفی در نماز آن مکرمتدر گنه خلعت نهد آن مغفرت
  11. M6:4343 منکران را قصد اذلال ثقاتذل شده عز و ظهور معجزات
  12. M6:4344 قصدشان ز انکار ذل دین بدهعین ذل عز رسولان آمده
  13. M6:4345 گر نه انکار آمدی از هر بدیمعجزه و برهان چرا نازل شدی
  14. M6:4346 خصم منکر تا نشد مصداق‌خواهکی کند قاضی تقاضای گواه
  15. M6:4347 معجزه هم‌چون گواه آمد زکیبهر صدق مدعی در بی‌شکی
  16. M6:4348 طعن چون می‌آمد از هر ناشناختمعجزه می‌داد حق و می‌نواخت
  17. M6:4349 مکر آن فرعون سیصد تو بدهجمله ذل او و قمع او شده
  18. M6:4350 ساحران آورده حاضر نیک و بدتا که جرح معجزهٔ موسی کند
  19. M6:4351 تا عصا را باطل و رسوا کنداعتبارش را ز دلها بر کند
  20. M6:4352 عین آن مکر آیت موسی شوداعتبار آن عصا بالا رود
  21. M6:4353 لشکر آرد او پگه تا حول نیلتا زند بر موسی و قومش سبیل
  22. M6:4354 آمنی امت موسی شوداو به تحت‌الارض و هامون در رود
  23. M6:4355 گر به مصر اندر بدی او نامدیوهم از سبطی کجا زایل شدی
  24. M6:4356 آمد و در سبط افکند او گدازکه بدانک امن در خوفست راز
  25. M6:4357 آن بود لطف خفی کو را صمدنار بنماید خود آن نوری بود
  26. M6:4358 نیست مخفی مزد دادن در تقیساحران را اجر بین بعد از خطا
  27. M6:4359 نیست مخفی وصل اندر پرورشساحران را وصل داد او در برش
  28. M6:4360 نیست مخفی سیر با پای رواساحران را سیر بین در قطع پا
  29. M6:4361 عارفان زانند دایم آمنونکه گذر کردند از دریای خون
  30. M6:4362 امنشان از عین خوف آمد پدیدلاجرم باشند هر دم در مزید
  31. M6:4363 امن دیدی گشته در خوفی خفیخوف بین هم در امیدی ای حفی
  32. M6:4364 آن امیر از مکر بر عیسی تندعیسی اندر خانه رو پنهان کند
  33. M6:4365 اندر آید تا شود او تاجدارخود ز شبه عیسی آید تاج‌دار
  34. M6:4366 هی میاویزید من عیسی نیممن امیرم بر جهودان خوش‌پیم
  35. M6:4367 زوترش بردار آویزید کوعیسی است از دست ما تخلیط‌جو
  36. M6:4368 چند لشکر می‌رود تا بر خوردبرگ او فی گردد و بر سر خورد
  37. M6:4369 چند در عالم بود برعکس اینزهر پندارد بود آن انگبین
  38. M6:4370 بس سپه بنهاده دل بر مرگ خویشروشنیها و ظفر آید به پیش
  39. M6:4371 ابرهه با پیل بهر ذل بیتآمده تا افکند حی را چو میت
  40. M6:4372 تا حریم کعبه را ویران کندجمله را زان جای سرگردان کند
  41. M6:4373 تا همه زوار گرد او تنندکعبهٔ او را همه قبله کنند
  42. M6:4374 وز عرب کینه کشد اندر گزندکه چرا در کعبه‌ام آتش زنند
  43. M6:4375 عین سعیش عزت کعبه شدهموجب اعزاز آن بیت آمده
  44. M6:4376 مکیان را عز یکی بد صد شدهتا قیامت عزشان ممتد شده
  45. M6:4377 او و کعبهٔ او شده مخسوف‌تراز چیست این از عنایات قدر
  46. M6:4378 از جهاز ابرهه هم‌چون ددهآن فقیران عرب توانگر شده
  47. M6:4379 او گمان برده که لشکر می‌کشیدبهر اهل بیت او زر می‌کشید
  48. M6:4380 اندرین فسخ عزایم وین هممدر تماشا بود در ره هر قدم
  49. M6:4381 خانه آمد گنج را او باز یافتکارش از لطف خدایی ساز یافت