Citește Daftar 6 Secțiune 49 ← anterior · următor →

بخش ۴۹ - جواب دادن قاضی صوفی را

Răspunsul qāḍī-ului către sufi

  1. M6:1576 گفت قاضی واجب آیدمان رضاهر قفا و هر جفا کارد قضا
  2. M6:1577 خوش‌دلم در باطن از حکم زبرگرچه شد رویم ترش کالحق مر
  3. M6:1578 این دلم باغست و چشمم ابروشابر گرید باغ خندد شاد و خوش
  4. M6:1579 سال قحط از آفتاب خیره‌خندباغها در مرگ و جان کندن رسند
  5. M6:1580 ز امر حق وابکوا کثیرا خوانده‌ایچون سر بریان چه خندان مانده‌ای
  6. M6:1581 روشنی خانه باشی هم‌چو شمعگر فرو پاشی تو هم‌چون شمع دمع
  7. M6:1582 آن ترش‌رویی مادر یا پدرحافظ فرزند شد از هر ضرر
  8. M6:1583 ذوق خنده دیده‌ای ای خیره‌خندذوق گریه بین که هست آن کان قند
  9. M6:1584 چون جهنم گریه آرد یاد آنپس جهنم خوشتر آید از جنان
  10. M6:1585 خنده‌ها در گریه‌ها آمد کتیمگنج در ویرانه‌ها جو ای سلیم
  11. M6:1586 ذوق در غمهاست پی گم کرده‌اندآب حیوان را به ظلمت برده‌اند
  12. M6:1587 بازگونه نعل در ره تا رباطچشمها را چار کن در احتیاط
  13. M6:1588 چشمها را چار کن در اعتباریار کن با چشم خود دو چشم یار
  14. M6:1589 امرهم شوری بخوان اندر صحفیار را باش و مگوش از ناز اف
  15. M6:1590 یار باشد راه را پشت و پناهچونک نیکو بنگری یارست راه
  16. M6:1591 چونک در یاران رسی خامش نشیناندر آن حلقه مکن خود را نگین
  17. M6:1592 در نماز جمعه بنگر خوش به هوشجمله جمعند و یک‌اندیشه و خموش
  18. M6:1593 رختها را سوی خاموشی کشانچون نشان جویی مکن خود را نشان
  19. M6:1594 گفت پیغامبر که در بحر همومدر دلالت دان تو یاران را نجوم
  20. M6:1595 چشم در استارگان نه ره بجونطق تشویش نظر باشد مگو
  21. M6:1596 گر دو حرف صدق گویی ای فلانگفت تیره در تبع گردد روان
  22. M6:1597 این نخواندی کالکلام ای مستهامفی شجون جره جر الکلام
  23. M6:1598 هین مشو شارع در آن حرف رشدکه سخن زو مر سخن را می‌کشد
  24. M6:1599 نیست در ضبطت چو بگشادی دهاناز پی صافی شود تیره روان
  25. M6:1600 آنک معصوم ره وحی خداستچون همه صافست بگشاید رواست
  26. M6:1601 زانک ما ینطق رسول بالهویکی هوا زاید ز معصوم خدا
  27. M6:1602 خویشتن را ساز منطیقی ز حالتا نگردی هم‌چو من سخرهٔ مقال