Читать Книга 1 Объяснение того, что убийство и отравление ювелира было по божественному указанию, а не по прихоти и порочному замыслу Бейт 231

M1:231 — شاه آن خون از پی شهوت نکرد / تو رها کن بدگمانی و نبرد

شاه آن خون از پی شهوت نکردتو رها کن بدگمانی و نبرد
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M1:231

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن شاه، آن خون را از سرِ شهوت نریخت؛ تو نیز بدگمانی و ستیز را رها کن. معنا: این بیت تأکید می‌کند که اعمال الهی یا آنهایی که به فرمان او انجام می‌شوند، از سرِ انگیزه‌های نفسانی نیستند و باید با تسلیم و حسن ظن پذیرفته شوند؛ پس از گمان بد و مخالفت بپرهیز.

شرح

من پیش‌تر نیز بارها گفته‌ام که مولانا در برابر امر الهی، تنها یک راه می‌شناسد و آن «تسلیم، تسلیم، تسلیم» است. این بیت دقیقاً در همین راستا قرار می‌گیرد، و در واقع توجیهی است برخاسته از ژرفای معرفت توحیدی مولانا، نه توجیهی از سر جبر یا اضطرار. او می‌گوید عملی که به فرمان «شاه» (که در اینجا اشاره به ساحت قدسی الهی دارد یا اولیای او چون ابراهیم که مجری امر الهی بودند) انجام می‌شود، هرگز از سر «شهوت» و انگیزه‌های نفسانی نیست.

این «شهوت» را نباید تنها به معنای خاص آن محدود کرد؛ بلکه می‌توان آن را به هر نوع خواسته‌ی نفسانی، مصلحت‌اندیشی‌های دنیوی، یا حتی توجیهات عقل جزئی بشر تعمیم داد. وقتی خداوند امری می‌کند، این امر از سر حکمت مطلق و صفاست. مولوی در ادامه می‌افزاید: «تو رها کن بدگمانی و نبرد». این خطاب مستقیم به ماست، به خواننده، به سالک. او از ما می‌خواهد که در مواجهه با افعال الهی یا رخدادهایی که در ظاهر ناگوارند، «بدگمانی» را رها کنیم. بدگمانی یعنی قضاوت کردن، یعنی به داوری نشستن و با معیارهای محدود انسانی به محک زدن آنچه از ساحت بیکران الهی صادر شده است. «نبرد» نیز اشاره به ستیز و اعتراض با قضا و قدر الهی دارد، یا با آن حقایقی که عقل ما قادر به درک کاملش نیست.

در واقع، این بیت یک آموزهٔ سلوکی عمیق است: برای رسیدن به «شراب جان» و «جان خندان تا ابد»، راهی جز «همچو اسماعیل پیشش سر بنه / شاد و خندان پیش تیغش جان بده» نیست. مولوی تأکید می‌کند که در ساحت «صفا»، غش و ناخالصی راه ندارد. این یعنی آنچه از چشمهٔ زلال هستی برمی‌آید، خود نیز زلال است، هرچند به چشم ما تلخ آید. این همان درکی است که در آن، شکوه و بی‌نیازی خداوند، هر گونه نبرد و بدگمانی را محو می‌کند. اینجاست که «محو می‌باید نه نحو اینجا بدان». انسان باید خود را در برابر امر الهی محو کند و از تعقل نحوی و گمانه‌زنی‌های ستیزه‌جویانه بپرهیزد تا بتواند حکمت پنهان را در یابد.

نکات کلیدی

  • اعمال الهی از شهوات نفسانی مبرا هستند و باید با حسن ظن نگریسته شوند.
  • در برابر فرمان الهی، راهی جز تسلیم کامل و کنار گذاشتن بدگمانی و اعتراض نیست.
  • آنچه از ساحت قدسی صادر می‌شود، حتی اگر در ظاهر ناگوار باشد، ریشه در حکمت و صفا دارد.
  • پذیرش بی‌چون و چرای امر الهی کلید دستیابی به آرامش و شادی باطنی است.

Sources: d1-s21 · 00:51:53 d1-s21 · 00:52:19 d1-s21 · 00:52:48

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.