Читать Книга 1 История бакалейщика и попугая, и как попугай пролил масло в лавке Бейт 280

M1:280 — سحر را با مُعجزه کرده قیاس / هر دو را بر مَکر پندارد اساس

سحر را با مُعجزه کرده قیاسهر دو را بر مَکر پندارد اساس
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M1:280

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مردمانْ سحر را با معجزه مقایسه کردند؛ هر دو را بر اساس مکر و فریب پنداشتند. معنا: این بیت به خطای ظاهربینان اشاره دارد که به دلیل شباهت‌های سطحی، سحر و معجزه را از یک جنس می‌دانند و هر دو را بر پایه‌ی فریبکاری می‌انگارند.

شرح

این بیت، به صراحت، به یکی از عمیق‌ترین چالش‌های معرفتی ما می‌پردازد: فریبندگیِ ظاهر و لغزشگاهِ قیاس‌های نادرست. مولانا در اینجا با قاطعیت نشان می‌دهد که چگونه ظاهربینی، آدمیان را از درک حقیقت منحرف می‌کند، آنجا که سحر را هم‌سنگ معجزه می‌بیند و هر دو را بر پایه‌ی مکر و فریب استوار می‌پندارد.

در تاریخ ادیان و به‌ویژه در بستر قرآن، بارها پیامبران مورد اتهام ساحری و جادوگری قرار گرفته‌اند. مردمِ زمانه که نمی‌توانستند وجود انسانی «غیرمتعارف» و «آنتیک» را درک کنند، به جای آنکه او را کامل‌تر ببینند، او را به دیوانگی یا فریبکاری متهم می‌کردند. این یک خطای بزرگ روان‌شناختی‌ست: وقتی کسی از حدود متوسط فراتر می‌رود، افراد عادی او را به سطح خود پایین می‌کشند تا بتوانند او را بفهمند، وگرنه از تحلیل آنها خارج می‌شود. روان‌شناسان و روان‌کاوان غالباً معیارهای افراد «نرمال» و «متوسط» را ملاک قرار می‌دهند؛ اما اولیای الهی و پیامبران، فراتر از این مقیاس‌ها هستند و روان‌شناسی متعارف هرگز قادر به فهم آنها نخواهد بود.

همین‌طور، دانش‌های تجربی نیز در مواجهه با امور «یونیک» و «منحصر به فرد» عاجزند. علم بر تکرار، آزمایش و استقرا بنا شده است؛ اما اگر پدیده‌ای حقیقتاً یکتا باشد، نظیر نداشته باشد، از تور دانش تجربی می‌گریزد. معجزات، اگر فرض کنیم که رخ داده‌اند، از همین دست‌اند. ساحران نیز کارهایی عجیب می‌کردند، اما تفاوت اساسی اینجاست: پیامبران مکتبی جامع و سخنانی معقول داشتند، حال آنکه ساحران تنها به شعبده‌بازی مشغول بودند. بلال و ابوذر که از صحابهٔ پیش‌قدم پیامبر اسلام بودند، به واسطهٔ شخصیت، گفتار دلنشین، منش و کاریزمای پیامبر به او گرویدند، نه از سر مشاهدهٔ معجزات. این تفاوت جوهری است.

مولانا در جای دیگر به صراحت می‌گوید: «جمله عالم زین سبب گمراه شد / کم کسی ز ابدال حق آگاه شد / همسری با انبیا برداشتند / اولیا را همچو خود پنداشتند / گفته اینک ما بشر، ایشان بشر / ما و ایشان بسته خوابیم و خور / این ندانستند ایشان از عما / هست فرقی در میان بی‌منتها.» این دقیقاً همان ظاهربینی است که انسان‌ها را به گمراهی می‌کشاند. تفاوت انبیا و اولیا با مردم عادی، در «سیرت» است، نه فقط در «صورت». درک این تفاوت بی‌منتهاست و تنها با عبور از ظاهر و غور در باطن میسر می‌شود.

نکات کلیدی

  • ظاهربینی باعث قیاس سحر با معجزه و گمراهی انسان می‌شود.
  • تفاوت پیامبران و اولیا با مردم عادی در «سیرت» است، نه «صورت».
  • دانش‌های تجربی و روان‌شناسی متعارف از درک امور «منحصر به فرد» عاجزند.
  • قدرت پیامبران در مکتب فکری، شخصیت و کاریزمایشان بود، نه صرفاً معجزات.
  • هرکه از حد متوسط فراتر رود، ظاهربینان او را به سطح خود فرومی‌کاهند.

Sources: d1-s23 · 00:03:40 d1-s23 · 00:05:57 d1-s23 · 00:08:55 d1-s22 · 53:30:40

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.