Читать› Книга 1› Повиновение христиан визирю› Бейт 383
M1:383 — اوّل ای جان دفع شَرِّ موش کن / وانگهان در جمع گندم جوش کن
M1:383
شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: ای جان، ابتدا شرّ موش را از میان بردار، آنگاه با همت در جمعآوری گندم بکوش.
معنا: این بیت به ما میآموزد که پیش از هر تلاشی برای انباشت اعمال نیک و پاداشهای معنوی، باید موانع و آفات درونی، بهویژه نفس و خودفریبی، را ریشهکن کنیم تا زحماتمان بیحاصل نماند و وجودمان متحول شود.
شرح
در این بیت، مولانا به نکتهای فوقالعاده حیاتی اشاره میکند که غالباً در سلوک معنوی ما مغفول میماند. او از ما میخواهد که بهجای آنکه بیملاحظه به جمعآوری «گندم» — که نمادی از طاعات و اعمال صالح است — بپردازیم، نخست به «دفع شرّ موش» بپردازیم. این به چه معناست؟
ببینید، بسیاری از ما پاداش طاعات خود را به مثابه پولهایی میدانیم که در یک حساب بانکی برای روز مبادا (یعنی آخرت) ذخیره میکنیم. تصوری خام و بیبنیاد! مولانا میگوید اینگونه نیست. اگر بانکی وجود دارد، آن بانک همین وجود خود ماست. طاعات شما باید در همین جا، در همین لحظه، در همین نفسِ شما ذخیره شود و شما را از درون غنی سازد. نباید بگویید که جیبم خالی است، اما حساب بانکیام پر. چه اعتمادی به این بانکهای بیرونی است؟ اموال و جمال بیرونی به شبی یا تبی از میان میروند. «شاه آن باشد که از خود شه بود»، نه به پشتوانه لشکر و خزائن.
پس، «انبار گندم» وجود خود آدمی است و «گندم» ثمرات طاعات و عبادات ما. اما چرا این گندمها گم میشوند؟ مولانا میپرسد: «مینیندیشیم آخر ما به هوش / کین خلل در گندم است از مکر موش؟» بیتردید، اشکال از «موش» است؛ موشی که «تا انبار ما حفره زدهست». این موش چیست؟
این موش چیزی نیست جز «نفس» آدمی و «شیطان». مولانا خود در جایی دیگر میگوید: «نفس و شیطان هر دو یک تن بودهاند / در دو صورت خویش را بنمودهاند.» یعنی تقصیر را گردن دیگری نیندازیم. شیطان بیرونی، بازتاب نفس فریبکار خود ماست. این توانایی عظیم ما در «تسویل» یا خودفریبی، همان موش است. همچون دانشآموزی که اگر نمره خوب بگیرد، میگوید «من نمره خوب گرفتم»، اما اگر نمره بد بگیرد، میگوید «آقا به ما نمره کم دادی!» ما کمالات را به خود و نقصانها را به دیگری نسبت میدهیم. این عین کار موش است.
این موش باعث میشود که اعمال ما بیحضور قلب، صرفاً اسقاط تکلیف باشند. روایتی از پیامبر داریم که «لا صلاة تم الا بالحضور». هیچ نمازی کامل نیست، مگر با حضور قلب. روزه و حج و هر عبادتی نیز چنین است. اگر پس از چهل سال عبادت، درونی متحول نشده و از خودخواهیمان ذرهای کاسته نشده، این سؤال پیش میآید که «گندم اعمال چهلساله کجاست؟» کجاست آن غنای نفسانی که باید در ما رسوخ میکرد؟
پس، پیام روشن است: «اول ای جان دفع شرّ موش کن / وانگهان در جمع گندم جوش کن». نخست باید انبار وجودمان را از سوراخهای نفس و خودفریبی مستحکم کنیم. راهزنان را بیرون کنیم، دروازهها را ببندیم، و آنگاه با خیالی آسوده به کار جمعآوری بپردازیم. اگر نه، هرچه هم جمع کنی، این موش ویرانگر، همه را به یغما خواهد برد و از تو جز رنج بیثمر نخواهد ماند. این یک دستورالعمل عملی و انقلابی برای هر سالک است.
نکات کلیدی
- اولویت با دفع آفات درونی است پیش از جمعآوری هرگونه محصول معنوی.
- موش نماد نفسِ فریبنده و شیطان است که مولانا هر دو را یک موجود با دو جلوه میداند.
- گندم طاعات و اعمال صالح، باید در همین دنیا و در وجود فرد، به غنای نفسانی بدل شود نه صرفاً ذخیرهای برای آخرت.
- معیار اصلیِ پذیرش و کمال عبادات، تغییر و تحول درونی و رهایی از خودخواهی است.
- نماز و روزه بیحضور قلب و خشوع، صرفاً اسقاط تکلیف است و اثری حقیقی در ارتقای وجود ندارد.
- پذیرش مسئولیت خویشتن و پرهیز از فرافکنی، گام نخست در دفع شرّ موش است.
Sources: d1-s30 · 00:23:57 d1-s30 · 00:25:47 d1-s30 · 00:30:04
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: O soul, first ward off the evil of the mouse; Then, with zeal, strive in gathering the wheat.
Meaning: This verse teaches us that before any effort to accumulate good deeds and spiritual rewards, we must first eradicate inner obstacles and afflictions, particularly the ego and self-deception, so that our endeavors are not wasted and our very being is transformed.
Explanation
In this verse, Rumi points to an exceptionally vital truth, one often overlooked in our spiritual journey. He asks us, rather than heedlessly gathering 'wheat'—a symbol of our acts of worship (ta'at) and good deeds—to first 'ward off the evil of the mouse.' What does this truly mean?
Many of us perceive the rewards of our worship as funds deposited in a bank account for a rainy day, that is, for the afterlife. This is a naive and baseless notion. Rumi tells us it is not so. If there is a bank, that bank is our very own being. Your acts of worship must be stored right here, in this moment, in your very soul, to enrich you from within. You should not say, 'My pockets are empty, but my bank account is full.' What reliance can there be on external banks? Outer possessions and beauty vanish in a night or with a fever. 'A king is one who is king from within,' not by virtue of armies and treasures.
Thus, the 'storehouse of wheat' is one's own existence, and the 'wheat' is the fruit of our prayers and devotions. But why does this wheat disappear? Rumi asks, 'Do we not finally ponder with awareness / that this deficiency in the wheat is from the cunning of the mouse?' Unquestionably, the problem lies with the 'mouse'; a mouse that 'has burrowed into our storehouse.' What is this mouse?
This mouse is nothing but the human nafs (ego or self) and shaytan (Satan). Rumi himself states elsewhere, 'The nafs and shaytan have both been a single entity / manifesting themselves in two forms.' This means we should not blame others. The external Satan is a reflection of our own deceptive nafs. This immense capacity for taswil, or self-deception, is the very mouse. Like a student who, if they get a good grade, says 'I got a good grade,' but if they get a bad grade, complains, 'The teacher gave us a low grade!' We attribute perfections to ourselves and shortcomings to others. This is precisely the work of the mouse.
This mouse causes our actions, lacking ḥuḍūr-i qalb (presence of heart), to be mere fulfillment of duty. We have a narration from the Prophet that states, 'La salat tam illa bil-hudur,' meaning no prayer is complete except with presence of heart. Fasting, Hajj, and all other forms of worship are likewise. If, after forty years of devotion, one's inner being remains unchanged, and one's egoism has not diminished even slightly, the question arises, 'Where is the wheat of forty years of deeds?' Where is that inner spiritual richness that should have permeated us?
So, the message is clear: 'O soul, first ward off the evil of the mouse; / Then, with zeal, strive in gathering the wheat.' We must first fortify the storehouse of our being against the holes of the ego and self-deception. We must expel the bandits, close the gates, and then, with peace of mind, proceed to gather. Otherwise, no matter how much you gather, this destructive mouse will plunder it all, leaving you with nothing but fruitless toil. This is a practical and revolutionary directive for every seeker.
Key takeaways
- Prioritize eliminating internal afflictions before attempting to accrue any spiritual harvest.
- The 'mouse' symbolizes the deceptive nafs (ego) and shaytan (Satan), which Rumi sees as one entity with two manifestations.
- The 'wheat' of good deeds and worship must transform into inner richness (ghanā-yi nafsānī) within one's being in this world, not merely be stored for the afterlife.
- The primary criterion for the acceptance and perfection of worship is inner transformation and liberation from egoism.
- Prayer and fasting without presence of heart (ḥuḍūr-i qalb) and humility are mere fulfillments of duty, lacking true existential impact.
- Accepting self-responsibility and refraining from projecting blame are the first steps in warding off the mouse's evil.
Sources: d1-s30 · 00:23:57 d1-s30 · 00:25:47 d1-s30 · 00:30:04
به زبانِ تو — Ваш язык · AI
此诗教导我们,在积累善行与灵性回报之前,必须先根除内心的障碍与祸患,特别是自我(Nafs)与自欺,如此我们的努力才不会白费,生命才能得以转化。
在这句诗中,鲁米指出了一个我们灵性修行中常常忽略的至关重要的一点。他要求我们,与其不假思索地去积攒“麦粒”——象征着顺服与善功——不如先着手“驱除鼠害”。这究竟是什么意思呢?
许多人将善功的回报视为存入银行账户以备不时之需(即来世)的钱财。这是一种天真而毫无根据的想法!鲁米说,并非如此。如果真有银行,那银行就是我们自身的存在。你的善功必须在此地、此刻,储存于你的灵魂之中,从内而外地让你富足。你不该说:“我口袋空空,但银行账户满满。”外在的银行有何可信?身外的财富与美貌,一夜之间或一场高烧便会烟消云散。“真正的君王,是内在的君王”,而非依赖军队与宝藏。
因此,“麦仓”是人自身的存在,“麦粒”是我们顺服与功修的果实。但为何这些麦粒会丢失呢?鲁米问道:“我们难道不清醒地想一想,麦子的亏空是源于老鼠的诡计吗?”毫无疑问,问题就出在“老鼠”身上;那只“已在我们粮仓打了洞”的老鼠。这只老鼠是什么?
这只老鼠不是别的,正是人的“自我”(nafs,或译“本我、私欲”)与“撒旦”(shaytan)。鲁米在别处也说:“自我与撒旦本为一体,只是以两种形貌显现自身。”这意味着我们不应归咎于他人。外在的撒旦,是我们内心那个自欺的自我的投射。我们这种“文过饰非”(taswil)或自欺的巨大能力,就是那只老鼠。它让我们心不在焉地行事,仅仅是为了敷衍塞责。先知曾有言:“无心在焉,礼拜不算圆满。”斋戒、朝觐及一切功修皆是如此。倘若经过四十年的修行,内心未曾改变,自我主义未减分毫,问题便来了:“四十年善功的麦粒在哪里?”那本该渗透我们内心的灵性富足又在何方?
所以,讯息是明确的:“哦,灵魂,首要之事是驱除鼠害,/ 然后你再热忱地去积攒麦粒。”我们必须首先加固我们存在的粮仓,堵住自我与自欺的洞穴。我们必须驱逐强盗,关闭城门,然后才能安心地去积攒。否则,无论你积攒多少,这只破坏性的老鼠都会将之一扫而空,留给你的唯有徒劳的辛苦。这是给每一位行者的一个实际而革命性的指南。
- جوش کن
- (在此处意为)热忱地努力,奋力从事。字面意思为“沸腾”,引申为充满热情与干劲地行动。
- دفع
- 阿拉伯语借词,意为驱除、抵御、消除。
- ای جان
- “哦,灵魂”或“哦,亲爱的”。这是鲁米诗歌中常见的亲切呼语,直接与读者的内在生命对话。
این بیت به ما میآموزد که پیش از هر تلاشی برای انباشت اعمال نیک، باید موانع و آفات درونی، بهویژه نفس امّاره و خودفریبی، را از بین ببریم تا زحماتمان به هدر نرود.
در این بیت، مولانا به نکتهای حیاتی در سلوک معنوی اشاره میکند که اغلب نادیده گرفته میشود. او از ما میخواهد که بهجای تمرکز صِرف بر جمعآوری «گندم» (نماد طاعات و اعمال صالح)، نخست به «دفع شرّ موش» بپردازیم.
بسیاری از ما گمان میکنیم که پاداش عباداتمان مانند پولی است که در یک حساب بانکی برای آخرت ذخیره میشود. مولانا این تصور را رد میکند و میگوید بانک حقیقی، وجود خود ماست. طاعات باید همینجا و هماکنون ما را از درون غنی سازند، نه آنکه به امید آیندهای نامعلوم انباشته شوند. «انبار گندم» وجود ماست و «گندم» ثمرهٔ اعمال ما. اما چرا این گندمها گم میشوند؟ مولانا پاسخ میدهد که اشکال از «موش» است؛ موشی که انبار وجود ما را سوراخ کرده است.
این «موش» چیزی نیست جز «نفس» فریبکار و «شیطان» که مولانا هر دو را یک حقیقت با دو چهره میداند. این موش، همان توانایی ما در خودفریبی و توجیه خطاهایمان است؛ اینکه کمالات را به خود و نقصها را به دیگران نسبت دهیم. این آفت درونی باعث میشود که اعمال ما بدون «حضور قلب» انجام شوند و صرفاً رفع تکلیف باشند. اگر پس از چهل سال عبادت، تحولی درونی در ما رخ ندهد و از خودخواهیمان کاسته نشود، باید پرسید: «گندم اعمال چهلساله کجاست؟»
بنابراین، پیام مولانا روشن و عملی است: اول باید انبار وجود را از سوراخهای نفس و خودفریبی پاکسازی و محکم کرد. باید راهزنان درونی را بیرون راند و سپس با خیالی آسوده به جمعآوری محصول معنوی پرداخت. در غیر این صورت، هرچه بیندوزیم، این موش ویرانگر آن را به یغما میبرد و از ما جز رنجی بیحاصل باقی نمیماند.
- دفع
- راندن، دور کردن، از بین بردن
- وانگهان
- و آنگاه، سپس، بعد از آن
- جوش کن
- بکوش، تلاش کن، با شور و حرارت بپرداز
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.