Читать Книга 1 Возражение мюридов на уединение визиря Бейт 608

M1:608 — ما عدم‌هاییم و هستی‌های ما / تو وجودِ مُطلقی فانی‌نُما

ما عدم‌هاییم و هستی‌های ماتو وجودِ مُطلقی فانی‌نُما
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M1:608

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما سراپا عدمیم و این هستیِ ما تنها نمودی از توست؛ تو وجود مطلق و بی‌نهایتی که خود را در ما جلوه فانی می‌نمایی.

معنا: این بیت بر مفهوم بنیادین نیستی ذاتی انسان در برابر هستی مطلق خداوند تأکید دارد، بدین معنا که وجود ما از خود نیست و تنها پرتویی از وجود حق است.

شرح

این بیت گوهره‌ای است در فهم بینش مولانا دربارهٔ هستی و نیستی، و عمیقاً با تمثیل «نی» که سرآغاز مثنوی را شکل می‌دهد، گره خورده است. من پیش‌تر هم اشاره کرده‌ام که مولانا با انتخاب «نی» به فنای ذاتی خود و هر ممکن‌الوجودی اعتراف می‌کند؛ می‌گوید من یک «نَه» هستم. این «نَه» بودن، این «نی» بودن، اشاره به «توخالی بودن وجودی» ماست. ما به خودی خود عدم هستیم، و باید از وجود مطلق پرمان کنند تا تحققی یابیم و الا هیچ حقیقت مستقلی نداریم، بر پای خود نایستاده‌ایم. ما چون کوهیم و صدا در ما ز توست، چون شطرنجیم و برد و مات ما از توست.

این بیت به وضوح اصل «توحید افعالی» را بیان می‌کند. یعنی همهٔ افعال و هستی ما از جایی دیگر، از ذات مطلق هستی، سرچشمه می‌گیرد. وجود ما، همانند نوایی که در نی می‌دمند، از «دم» حق است. مولانا خود برای تبیین این حقیقت، از استعارهٔ «شیر علم» بهره می‌برد. می‌گوید ما شیرانیم، اما شیری که بر پرچم است. حمله‌مان از باد باشد دم به دم؛ اگر باد دیده نمی‌شود، همچون وجود مطلق خدا که دیده نمی‌شود، حملهٔ ما از اوست. ما تنها نمایش‌دهندهٔ فعل اوییم، نه فاعل مستقل.

این اعتراف به «عدم» بودن ما در مقابل «وجود مطلق» خداوند، به معنای نفی کرامتمان نیست، بلکه به معنای بازگشت به ریشه‌ای است که ما را پدید آورده است. «هستی ما جمله از ایجاد توست». این «لذت هستی» را او به «نیست» نشان داده است. این یعنی خداوند به نیستیِ ما لطف کرده و جامهٔ هستی پوشانده، و همین، عشق ما را به او برانگیخته است. ما محتاجِ هستی‌بخشیم، محتاجِ انعامیم؛ و این نه جبر است، بلکه معنی «جباری» اوست. ذکر جباری برای زاری و تضرع است، نه برای نفی اختیار. ما در این جهان، همه‌مان نی‌ایم؛ ظرفی توخالی، ممکن‌الوجود، نه واجب‌الوجود. هستی ما، تماماً یک عطیه و موهبت است از جانب او.

نکات کلیدی

  • همهٔ موجودات، جز خدا، از نظر هستی «عدم» و «نیست» هستند و حقیقت وجودی مستقل ندارند.
  • وجود ما تنها «نمودی» و پرتوی از وجود مطلق خداوند است، و نه ذاتی مستقل.
  • اصل «توحید افعالی»: همهٔ افعال، جنبش‌ها و هستی ما از ذات مطلق خداوند سرچشمه می‌گیرد.
  • تمثیل «نی» به «نه» بودن و «توخالی بودن وجودی» ما در برابر «وجود مطلق» خدا اشاره دارد.
  • هستی ما یک «عطیه» و «انعام» الهی است که به نیستی محض ما بخشیده شده و شوق ما را به او برمی‌انگیزد.

Sources: d1-s04 · 01:25:25 d1-s04 · 01:26:38 d1-s04 · 01:29:28

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.