Читать Книга 6 Болезнь этого Хиляля и неведение его господина о его болезни из-за пренебрежения и непризнания. И осведомленность сердца Пророка (мир ему) о его болезни и состоянии, и посещение и забота Посланника (мир ему) об этом Хиляле Бейт 1158

M6:1158 — برگمان آن ز شادی زد دو دست / کان شهنشه بهر او میر آمدست

برگمان آن ز شادی زد دو دستکان شهنشه بهر او میر آمدست
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M6:1158

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با این گمان از شادی دست می‌زد که آن پادشاه بزرگ برای همین میر آمده است.

معنا: خواجه از شدت شعفِ آمدن پیامبر به دست‌افشانی مشغول شد، زیرا گمان می‌برد که حضور پیامبر خاص برای دیدار اوست.

شرح

این بیت، اوج شادیِ خواجه را از آمدن پیامبر اکرم (ص) به تصویر می‌کشد. خواجه، که مولانا او را «میر» یا «ارباب» می‌نامد، از شنیدن خبر ورود پیامبر چنان از خود بی‌خود می‌شود که دست‌ها را به هم می‌زند، می‌رقصد و برمی‌جهد. نکتهٔ کانونی اینجاست که مولانا به روشنی می‌گوید: «بر گمان آن ز شادی زد دو دست / کان شهنشه بهر او میر آمدست». یعنی این همه شعف، ریشه در یک گمان و پندار نادرست داشت؛ خواجه گمان می‌کرد پیامبرِ عظیم‌الشأن، خاص برای دیدار او قدم رنجه فرموده است. این «شادی کاذب» یا «شادی برآمده از سوءفهم»، نقطهٔ عطفی است که پیامبر در بیت‌های بعد بی‌درنگ به آن پاسخ می‌دهد. در واقع، این واکنش خواجه، نمونه‌ای از خصیصهٔ بشری است که توجهات بزرگ را به خود و برای خود تعبیر می‌کند. او از فرط طرب، رخساره‌اش چون گُل شکفته می‌شود و حاضر است جان خود را به عنوان «پامزد» به بشارت‌دهندهٔ خبر دهد. حتی دعوت می‌کند که پیامبر با ورود به خانهٔ او، آن را به «فردوس» مبدل کند. اما این شیوهٔ استقبال، به رغم ظاهر مشتاقانه‌اش، حاوی رگه‌هایی از «نخوت» و خودبینی است که نباید از چشم پیامبر دور بماند. پیامبر، بلافاصله در بیت بعد (M6:1159) «از بهر عتاب» او را متوقف می‌کند و می‌گوید: «من برای دیدن تو نامدم». این تصحیح، نشان می‌دهد که در سلوک معنوی، حتی شور و شادی نیز باید از گمان‌های شخصی پاک شود و بر مبنایی از واقع‌بینی و حقیقت بنا گردد. شادی حقیقی، آن است که از سرِ اتصال به مبدأ باشد، نه از سرِ توهمِ مرکزیت‌یافتن خود.

نکات کلیدی

  • شادی خواجه ریشه در گمان باطل داشت که پیامبر خاص برای او آمده است.
  • این بیت نمایانگر خودبینی انسانی در تعبیر توجهات بزرگ الهی است.
  • شور و شعف معنوی باید از پیش‌فرض‌های غلط و نخوت شخصی پاک شود.
  • مولانا این شادی را مقدمهٔ «عتاب» و تصحیح پیامبر قرار می‌دهد.
  • شادی حقیقی بر اساس اتصال به حقیقت است، نه توهم مرکزیت خویش.

Sources: d6-s24 · 00:29:56

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.