Читать Книга 6 Чудо Худа (мир ему) в спасении верующих его общины во время ниспослания ветра Бейт 2226

M6:2226 — در تلاقی روزگارت می‌برند / یادهاشان غایبی‌ات می‌چرند

در تلاقی روزگارت می‌برندیادهاشان غایبی‌ات می‌چرند
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M6:2226

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در دیدارهایشان، زمانت را به یغما می‌برند؛ و یادهایشان، در غیابت، مرغزار وجودت را می‌چرند.

معنا: این بیت هشدار می‌دهد که مصاحبت با افراد بی‌توفیق یا منفی، چه در حضور و چه در غیبتشان، عمر و روان آدمی را تباه می‌کند؛ خاطراتشان نیز در نبودشان، ذهن را مشغول و آرامش را زایل می‌سازد.

شرح

مولانا، در ادامهٔ توصیه‌هایی حیاتی برای زیست معنوی، از «طوفان خلق» سخن می‌گوید که تنها «نوح کشتی‌بان» می‌تواند از آن نجات بخشد. این بیت، شرحِ آن طوفان است که نه از جانب دشمنان آشکار، که از سوی «آشنایان و خویشان» برمی‌خیزد؛ کسانی که گمان می‌رود خطری ندارند، اما در عمل، آسیب‌شان از دشمن عیان مهلک‌تر است. مولانا تأکید می‌کند که آدمی از شیر و اژدها می‌گریزد، اما از دیوان انسان‌نما حذر نمی‌کند. به قول سعدی که می‌گوید: «دیو با مردم نیامیزد، مترس / بل بترس از مردمان دیوسار». این دیوانِ در لباس انسان، همان کسانی‌اند که زندگی و زمان ما را به تباهی می‌کشند.

من قویاً معتقدم که این بیت، تصویری دقیق از زهرِ مصاحبتِ ناسالم را به دست می‌دهد. این افراد، در ظاهر بی‌آزار و حتی دوست‌نما هستند، اما در اصل، «روزگارت می‌برند»، یعنی با یاوه‌گویی، بطالت و دعوت به تفریحات بی‌حاصل، عمر گران‌بهای ما را ضایع می‌کنند. این گروه، معمولاً خود نیز از مواهب زندگی معنوی و دنیوی بی‌بهره مانده‌اند و به قول خود مولانا: «زانکه هر بدبخت خرمن‌سوخته / می‌نخواهد شمع کس افروخته». آنها که خرمن سعادتشان سوخته، نمی‌توانند چراغ روشن دیگری را تحمل کنند و ناخودآگاه می‌کوشند تا دیگران را نیز به سردی و تاریکی خود بکشانند. مجالس آنان، پر از غیبت، دروغ، بدگویی و پاره کردن حریم‌هاست؛ و حضور در چنین فضایی، بی‌شک دل آدمی را تاریک می‌کند.

اما فاجعه به اینجا ختم نمی‌شود. بیت دوم می‌گوید: «یادهاشان غایبی‌ات می‌چرند». حتی در غیاب این افراد، خاطراتشان آدمی را رها نمی‌کند. گویی ذهن، تبدیل به مرغزاری می‌شود که خاطرات منفی آنان در آن می‌چرند و آرامش و تمرکز فرد را از بین می‌برند. این «غایبیت»، یعنی غیبت شما از محضر معنوی یا غیبت آنان از دیدگان، فرقی نمی‌کند؛ در هر حال، یادشان، مرغزارِ وجود شما را، که باید محل رویش اندیشه‌های نو و آرامش‌بخش باشد، لگدمال و نابود می‌کند. این یک هشدار جدی است: تأثیرات مخرب همنشینی با این افراد، تنها محدود به حضور فیزیکی‌شان نیست، بلکه تا عمق جان و روان ما نفوذ می‌کند و در غیابشان نیز، ذهن ما را به اسارت می‌گیرد. تنها راه رهایی، گریز از این طوفان و پناه بردن به «نوح کشتی‌بان»ِ اولیای الهی و در رأس آنها، خود مولاناست.

نکات کلیدی

  • مصاحبت با افراد بی‌توفیق و منفی، عمر و زمان گرانبها را به هدر می‌دهد.
  • آسیبِ آشنایان نااهل، بسا که از دشمنان آشکار مهلک‌تر باشد.
  • کسانی که خود در سعادت ناکام مانده‌اند، نمی‌توانند تاب موفقیت دیگران را بیاورند و می‌کوشند دیگران را نیز به سمت خود بکشانند.
  • تأثیرات مخرب همنشینی ناسالم، حتی در غیاب افراد نیز ادامه می‌یابد؛ یادها و خاطراتشان ذهن را آشفته می‌کند.
  • آرامش روان و تمرکز فکری، با رهایی از تأثیرات منفی «طوفان خلق» حاصل می‌شود.

Sources: d6-s51 · 01:03:34 d6-s51 · 01:06:40 d6-s51 · 01:08:20 d6-s52 · 00:00:32

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.