Читать Книга 6 Увидев в дворце этой крепости, полной изображений, портрет дочери китайского императора, все трое упали без сознания, впали в искушение и стали выяснять, кто этот образ Бейт 3794

M6:3794 — نیم ذره زان عنایت به بود / که ز تدبیر خرد سیصد رصد

نیم ذره زان عنایت به بودکه ز تدبیر خرد سیصد رصد
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M6:3794

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نیم ذره از آن عنایت الهی بهتر است، از سیصد برابر برنامه‌ریزی و تدبیر عقلانی بشر. معنا: اندکی لطف و عنایت الهی بر صدها محاسبه و تدبیر عقل انسان برتری دارد.

شرح

مولانا در این بیت به تقابل بنیادین میان عنایت الهی و تدبیر عقل بشری اشاره می‌کند. ما در همین پاره از مثنوی شاهدیم که فرزندان شاه، با آنکه پدرشان ایشان را از رفتن به آن کاخ منع کرده بود، بر تدبیر خود اعتماد می‌کنند و نهایتاً به دام عشق و گرفتاری می‌افتند. اینجاست که مولانا با قاطعیت می‌فرماید: «تکیه بر عقل خویش کردن، تکیه بر مکر خویش کردن، خویشتن را دانا و توانا پنداشتن، سرچشمه بسیاری از آفت‌ها و هبوط‌ها و سقوط‌هاست.»

پس کار را باید به که سپرد؟ به عنایت. این واژه «عنایت» در دفتر ششم مثنوی، بیش از هر دفتر دیگری تکرار می‌شود و این خود نشان‌دهنده اهمیت کانونی آن است. حافظ نیز، که همواره مولانا را از منظری دیگر تکمیل می‌کند، همین معنا را به زیبایی بیان می‌دارد که: «آن به که کار خود به عنایت رها کند.» گویی هر دو بر این نکته متفق‌القول‌اند که در ورای عقل جزئی‌نگر و تدبیر محدود انسان، نیرویی والاتر و محیط‌تر در کار است که صلاح حقیقی در تسلیم به آن است.

این عنایت الهی نه به معنای دست کشیدن از تلاش، که به معنای وانهادن مکر و تدبیر خودبنیاد و گشودن دل به تدبیر لایزال حق است. همان‌گونه که در داستان صدر جهان بخارا دیدیم، او بدون آنکه فقرا حاجت خویش را به زبان آورند، نیازهایشان را می‌دانست و عطا می‌کرد. این تمثیلی است از عنایت حق؛ خداوند خود دانا و بیناست و پیش از آنکه مخلوق از او چیزی بخواهد، از حال و روزش باخبر است. برخی از اولیای حق حتی از دعا کردن به زبان خودداری می‌کردند، چه رسد به شکایت کردن. مولانا در جای دیگر می‌گوید: «قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا که زبانشان بسته باشد از دعا.» اینان از سر تسلیم و رضای تام به قضای الهی، به خود اجازهٔ طلب یا شکایت نمی‌دهند؛ چرا که در قضا و تقدیر، ذوقی خاص می‌یابند و طلب خلاصی از آن را کفر می‌پندارند. اینان منتظر عنایات حق‌اند که خود او ببیند و بداند و باب رحمت و کرم را به روی ایشان بگشاید. این دیدگاه، تفاوتی بنیادین با نگاه کسانی دارد که دنیا را پر از کاستی و نقصان می‌بینند و بی‌وقفه در پی تدبیر و اصلاح جهان‌اند، در حالی که مولانا جهان را در نهایت کمال و زیبایی می‌بیند و ایراد را در چشم بیننده جستجو می‌کند. نیم ذره‌ای از این عنایت، صدها تدبیر عقل را بی‌اثر می‌کند، زیرا عقل خودبنیاد، در غیاب نور عنایت، تنها به دور خود می‌گردد و جز وهم نمی‌آفریند.

نکات کلیدی

  • اعتماد بر عنایت الهی برتر از هرگونه تدبیر عقلانی بشر است.
  • تکیه بر عقل و تدبیر خودبنیاد، سرچشمه بسیاری از هبوط‌ها و آفات معنوی است.
  • این مضمون در اشعار حافظ نیز بازتاب یافته است: «آن به که کار خود به عنایت رها کند.»
  • عارفان حقیقی در نهایت تسلیم و رضا، زبانشان از دعا بسته است و منتظر عنایات حق‌اند.
  • عنایت الهی بدون طلب و خواهش، نیازها را می‌داند و پاسخ می‌دهد؛ همچون صدر جهان بخارا که بی‌آنکه فقرا بگویند، به آنها می‌بخشید.

Sources: d6-s85 · 00:02:34 d6-s85 · 00:03:00 d6-s85 · 00:04:10 d6-s85 · 00:04:30 d6-s85 · 00:07:30 d6-s85 · 00:10:00 d6-s85 · 00:11:00

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.