Читать Книга 6 Спор птицы с охотником о монашестве и о значении монашества, которое Пророк (да благословит его Аллах и приветствует) запретил своей умме, сказав: «Нет монашества в Исламе» Бейт 489

M6:489 — خود کلوخ و سنگ کس را ره نزد / زین کلوخان صد هزار آفت رسد

خود کلوخ و سنگ کس را ره نزدزین کلوخان صد هزار آفت رسد
✦ Отобразить этот бейт на Русский

M6:489

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — из его записанных лекций по Маснави

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کلوخ و سنگ به خودی خود راه کسی را نمی‌بندند؛ اما از همنشینی با این انسان‌های کلوخ‌صفت، هزاران بلا و آفت به آدمی می‌رسد. معنا: این بیت، از زبان یک دروغگو، بیان می‌کند که همنشینی با انسان‌های بد و بی‌خاصیت، بسیار خطرناک‌تر از تنهایی در میان اشیاء بی‌جان است، چرا که انسان‌های بد فعالانه به دیگران آسیب می‌رسانند.

شرح

من این بیت را در سیاق داستانی می‌خوانم که مرغ و صیاد با یکدیگر مناظره می‌کنند. صیادی شیاد در اینجا، به دروغ، خود را راهبی خلوت‌نشین نشان می‌دهد تا مرغ را بفریبد. او در دفاع از خلوت‌گزینی و گریز از خلق، دلیل می‌آورد که آری، نشست و برخاست با مردمان "بد" و "سنگ‌صفت" از هر تنهایی‌ و انزوایی بدتر است.

این سخن صیاد را باید در بستری از آموزه‌های مثنوی و نگاه مولانا به "تنهایی" و "جدایی" دید. مولانا جدایی را از حضرت حق می‌داند و آن را سرآغاز سلوک. اما تنهایی ناشی از گریز از خلق، به‌ویژه با استدلال‌های سست، مذموم است. صیاد اینجا یک نقد اجتماعی می‌کند: می‌گوید برخی آدم‌ها چنان بی‌خاصیت و آفت‌زا هستند که همنشینی با آن‌ها «عین رهبانیت» است، چرا که تو را از کمالات انسانی دور می‌کند. او این آدم‌ها را به کلوخ و سنگ تشبیه می‌کند، اما با یک تفاوت بنیادین: کلوخ و سنگ بی‌جان، خودشان به کسی ضرر نمی‌زنند؛ اما این انسان‌های کلوخ‌صفت، از روح تهی و از کژی انباشته‌اند و می‌توانند صدها هزار آفت و بلا به همنشین برسانند.

ببینید، صیاد در اینجا به نکته‌ای اشاره می‌کند که در نگاه مولانا اهمیت دارد، اما از آن نتیجه‌ای غلط می‌گیرد. مولانا خود بر «خیر الناس ان ینفع الناس» تأکید دارد، یعنی بهترین مردم کسی است که به مردم نفع می‌رساند. این نفع رساندن در خلوت میسر نیست و نیازمند حضور در اجتماع است. البته مولانا هم با هر کسی نشست و برخاست را توصیه نمی‌کند. او کسانی را که «نانشان امنیت» (یعنی شکم‌پرستی و شهوات زمینی) است، «حمار» می‌خواند. همنشینی با چنین کسانی، نه تنها نفعی ندارد، که زیان‌بار است.

اما راهکار چیست؟ صیاد نتیجه می‌گیرد که از این «کلوخان» باید گریخت و کنج عزلت گزید. اما مرغ با هوشمندی، استدلال صیاد را به چالش می‌کشد و می‌گوید: اگر این انسان‌ها چنین آفت‌زا و رهزن‌اند، پس درست اینجاست که حکم جهاد و مبارزه برای پاکسازی راه از این رهزنان مطرح می‌شود. حضور در جامعه و مبارزه با فساد، دقیقاً برای همین است تا راه برای سالکان امن شود و «عرق مردی» در این میدان ظهور کند. بنابراین، مولانا، از زبان مرغ، نشان می‌دهد که گریز از خلق و رهبانیت، راه‌حل مشکلات اجتماعی نیست، بلکه درگیر شدن مسئولانه و اصلاح‌گرایانه با آن است.

نکات کلیدی

  • رهبانیت و خلوت‌گزینی که از ترس مردم باشد، نکوهیده است و با سلوک حقیقی متفاوت.
  • در نگاه مولانا، همنشینی با انسان‌های کلوخ‌صفت (دنیاپرست و بی‌خاصیت) بدتر از انزوای کامل است.
  • انسان‌های بد برخلاف اشیاء بی‌جان، می‌توانند فعالانه به دیگران آسیب برسانند.
  • پاسخ درست به فساد اجتماعی، گریز نیست، بلکه مبارزه و جهاد برای اصلاح است.
  • مردی و جوانمردی در حضور در اجتماع و نفع رساندن به مردم است، نه انزوا.

Sources: d6-s11 · 03:05:05 d6-s11 · 03:34:34 d6-s11 · 04:27:00

به زبانِ تو — Ваш язык · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.