Диван Шамса Газель 1947 ← назад · далее →

Диван Шамса · G1947 · 17 бейтов

غزل شمارهٔ ۱۹۴۷

Откройте любой бейт — у него своя страница: перевод, комментарий, трудные слова.

  1. G1947:1 سوی بیماران خود شد شاه مه رویان منگفت ای رخ‌های زرد و زعفرانستان من
  2. G1947:2 زعفرانستان خود را آب خواهم داد آبزعفران را گل کنم از چشمه حیوان من
  3. G1947:3 زرد و سرخ و خار و گل در حکم و در فرمان ماستسر منه جز بر خط فرمان من فرمان من
  4. G1947:4 ماه رویان جهان از حسن ما دزدند حسنذره‌ای دزدیده‌اند از حسن و از احسان من
  5. G1947:5 عاقبت آن ماه رویان کاه رویان می شوندحال دزدان این بود در حضرت سلطان من
  6. G1947:6 روز شد ای خاکیان دزدیده‌ها را رد کنیدخاک را ملک از کجا حسن از کجا ای جان من
  7. G1947:7 شب چو شد خورشید غایب اختران لافی زنندزهره گوید آن من دان ماه گوید آن من
  8. G1947:8 مشتری از کیسه زر جعفری بیرون کندبا زحل مریخ گوید خنجر بران من
  9. G1947:9 وان عطارد صدر گیرد که منم صدرالصدورچرخ‌ها ملک من است و برج‌ها ارکان من
  10. G1947:10 آفتاب از سوی مشرق صبحدم لشکر کشدگوید ای دزدان کجا رفتید اینک آن من
  11. G1947:11 زهره زهره درید و ماه را گردن شکستشد عطارد خشک و بارد با رخ رخشان من
  12. G1947:12 کار مریخ و زحل از نور ماهم درشکستمشتری مفلس برآمد کاه شد همیان من
  13. G1947:13 چون یکی میدان دوانید آفتاب آمد نداهان و هان ای بی‌ادب بیرون شو از میدان من
  14. G1947:14 آفتاب آفتابم آفتابا تو برودر چه مغرب فرورو باش در زندان من
  15. G1947:15 وقت صبح از گور مشرق سر برآر و زنده شومنکران حشر را آگه کن از برهان من
  16. G1947:16 عید هر کس آن مهی باشد که او قربان او استعید تو ماه من آمد ای شده قربان من
  17. G1947:17 شمس تبریزی چو تافت از برج لاشرقیهتاب ذات او برون شد از حد و امکان من

ganjoor: sh1947 · public domain