Диван Шамса› Газель 2983› Бейт 7 ← назад · далее →
Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۲۹۸۳
- هان ای فقیر رو ز فقیری گله مکن زیرا که صد چو ملکت سنجر گرفتهای
G2983:7
Ваш язык
Перевода на ваш язык ещё нет — он создаётся для всей газели сразу:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Комментарий к этому бейту
Ещё не написано — это подробный разбор бейта в контексте всей газели:
Вся газель ↗
- 1 ای ساقیی که آن می احمر گرفتهای·وی مطربی که آن غزل تر گرفتهای
- 2 ای زهرهای که آتش در آسمان زدی·مریخ را بگو که چه خنجر گرفتهای
- 3 از جان و از جهان دل عاشق ربودهای·الحق شکار نازک و لاغر گرفتهای
- 4 ای هجر تو ز روز قیامت درازتر·این چه قیامتی است که از سر گرفتهای
- 5 ای آسمان چو دور ندیمانش دیدهای·در دور خویش شکل مدور گرفتهای
- 6 پیلان شیردل چو کفت را مسخرند·این چند پشه را چه مسخر گرفتهای
- 7 هان ای فقیر رو ز فقیری گله مکن·زیرا که صد چو ملکت سنجر گرفتهای
- 8 ای روی خویش دیده تو در روی خوب یار·آیینهای عظیم منور گرفتهای
- 9 ای دل طپان چرایی چون برگ هر دمی·چون دامن بهار معنبر گرفتهای
- 10 ای چشم گریه چیست به هر ساعتی تو را·چون کحل از مسیح پیمبر گرفتهای
- 11 هجده هزار عالم اگر ملک تو شود·بی روی دوست چیز محقر گرفتهای
- 12 داری تکی که بگذری از خنگ آسمان·کاهل چرا شدی صفت خر گرفتهای
- 13 خامش کن و زبان دگر گو و رسم نو·این رسم کهنه را چه مکرر گرفتهای
ganjoor: sh2983 · public domain