Читать›
Книга 5›
Раздел 115
0/15
-
M5:2731
شد چنین شیخی گدای کو به کوعشق آمد لاابالی اتقوا
-
M5:2732
عشق جوشد بحر را مانند دیگعشق ساید کوه را مانند ریگ
-
M5:2733
عشقبشکافد فلک را صد شکافعشق لرزاند زمین را از گزاف
-
M5:2734
با محمد بود عشق پاک جفتبهر عشق او را خدا لولاک گفت
-
M5:2735
منتهی در عشق چون او بود فردپس مر او را ز انبیا تخصیص کرد
-
M5:2736
گر نبودی بهر عشق پاک راکی وجودی دادمی افلاک را
-
M5:2737
من بدان افراشتم چرخ سنیتا علو عشق را فهمی کنی
-
M5:2738
منفعتهای دگر آید ز چرخآن چو بیضه تابع آید این چو فرخ
-
M5:2739
خاک را من خوار کردم یک سریتا ز خواری عاشقان بویی بری
-
M5:2740
خاک را دادیم سبزی و نویتا ز تبدیل فقیر آگه شوی
-
M5:2741
با تو گویند این جبال راسیاتوصف حال عاشقان اندر ثبات
-
M5:2742
گرچه آن معنیست و این نقش ای پسرتا به فهم تو کند نزدیکتر
-
M5:2743
غصه را با خار تشبیهی کنندآن نباشد لیک تنبیهی کنند
-
M5:2744
آن دل قاسی که سنگش خواندندنامناسب بد مثالی راندند
-
M5:2745
در تصور در نیاید عین آنعیب بر تصویر نه نفیش مدان