دفتر ۱  ·  14 beyts

بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:3716 آتشی افتاد در عهد عمر همچو چوب خشک می‌خورد او حجر
  2. M1:3717 در فتاد اندر بنا و خانه‌ها تا زد اندر پر مرغ و لانه‌ها
  3. M1:3718 نیم شهر از شعله‌ها آتش گرفت آب می‌ترسید از آن و می‌شکفت
  4. M1:3719 مشکهای آب و سرکه می‌زدند بر سر آتش کسان هوشمند
  5. M1:3720 آتش از استیزه افزون می‌شدی می‌رسید او را مدد از بی حدی
  6. M1:3721 خلق آمد جانب عمر شتاب کآتش ما می‌نمیرد هیچ از آب
  7. M1:3722 گفت آن آتش ز آیات خداست شعله‌ای از آتش بخل شماست
  8. M1:3723 آب و سرکه چیست نان قسمت کنید بخل بگذارید اگر آل منید
  9. M1:3724 خلق گفتندش که در بگشوده‌ایم ما سخی و اهل فتوت بوده‌ایم
  10. M1:3725 گفت نان در رسم و عادت داده‌اید دست از بهر خدا نگشاده‌اید
  11. M1:3726 بهر فخر و بهر بوش و بهر ناز نه از برای ترس و تقوی و نیاز
  12. M1:3727 مال تخمست و به هر شوره منه تیغ را در دست هر ره‌زن مده
  13. M1:3728 اهل دین را باز دان از اهل کین همنشین حق بجو با او نشین
  14. M1:3729 هر کسی بر قوم خود ایثار کرد کاغَه پندارد که او خود کار کرد

↓ download .txt ↓ JSON