دفتر ۱ · 29 beyts
بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:746 یک شه دیگر ز نسل آن جُهود در هلاک قوم عیسی رو نمود
- M1:747 گر خبر خواهی ازین دیگر خروج سوره بر خوان وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ
- M1:748 سنّت بَد کز شهِ اوّل بزاد این شه دیگر قدم بر وی نهاد
- M1:749 هر که او بنهاد ناخوش سنّتی سوی او نفرین رود هر ساعتی
- M1:750 نیکوان رفتند و سنّتها بماند وز لئیمان ظلم و لَعنتها بماند
- M1:751 تا قیامت هرکه جنس آن بَدان در وجود آید بود رویش بِدان
- M1:752 رگ رگست این آبِ شیرین و آب شور در خلایق میرود تا نفخ صور
- M1:753 نیکوان را هست میراث از خوشاب آن چه میراث است أَوۡرَثۡنَا ٱلۡکِتَٰبَ
- M1:754 شد نیاز طالبان ار بنگری شعلهها از گوهرِ پیغامبری
- M1:755 شعلهها با گوهران گَردان بود شعله آن جانب رود هم کان بود
- M1:756 نورِ روزن گِرد خانه میدَود زانک خور بُرجی به بُرجی میرود
- M1:757 هر که را با اختری پیوستگیست مر وِرا با اختر خود همتگیست
- M1:758 طالعش گر زهره باشد در طرب میل کلّی دارد و عشق و طلب
- M1:759 ور بود مِرّیخی خونریزخو جنگ و بهتان و خصومت جوید او
- M1:760 اخترانند از ورای اختران که احتراق و نَحس نبود اندر آن
- M1:761 سایران در آسمانهای دگر غیر این هفت آسمانِ مُعتبر
- M1:762 راسخان در تابِ انوارِ خدا نه به هم پیوسته نه از هم جدا
- M1:763 هر که باشد طالع او زان نجوم نفس او کفّار سوزد در رُجوم
- M1:764 خشمِ مرّیخی نباشد خشم او منقلب رَوْ غالب و مغلوبْخو
- M1:765 نورِ غالب ایمن از نقص و غَسَق در میانِ اصبعَین نورِ حق
- M1:766 حق فشاند آن نور را بر جانها مقبلان بر داشته دامانها
- M1:767 و آن نثار نور را وا یافته روی از غیر خدا برتافته
- M1:768 هر که را دامان عشقی نابُده زان نثارِ نور بیبهره شده
- M1:769 جزوها را رویها سوی کُل است بلبلان را عشق با روی گُل است
- M1:770 گاو را رنگ از برون و مرد را از درون جو رنگ سرخ و زرد را
- M1:771 رنگهای نیک از خُمِّ صفاست رنگ زشتان از سیاهابهٔ جَفاست
- M1:772 صِبغةُ الله نام آن رنگ لطیف لعنةُ الله بوی این رنگ کثیف
- M1:773 آنچ از دریا به دریا میرود از همانجا کامد آنجا میرود
- M1:774 از سرِ کُه سیلهای تیزرو وز تن ما جانِ عشق آمیزرو
❋