دفتر ۱ · 35 beyts
بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:1310 چونک شیر اندر بر خویشش کشید در پناه شیر تا چه میدوید
- M1:1311 چونک در چه بنگریدند اندر آب اندر آب از شیر و او در تافت تاب
- M1:1312 شیر عکس خویش دید از آب تفت شکل شیری در برش خرگوش زفت
- M1:1313 چونک خصم خویش را در آب دید مر ورا بگذاشت و اندر چه جهید
- M1:1314 در فتاد اندر چهی کو کنده بود زانک ظلمش در سرش آینده بود
- M1:1315 چاه مظلم گشت ظلم ظالمان این چنین گفتند جملهٔ عالمان
- M1:1316 هر که ظالمتر چهش با هولتر عدل فرمودست بتر را بتر
- M1:1317 ای که تو از جاه ظلمی میکُنی دانک بهر خویش چاهی میکَنی
- M1:1318 گرد خود چون کرم پیله بر متن بهر خود چه میکنی اندازه کن
- M1:1319 مر ضعیفان را تو بیخصمی مدان از نبی ذا جاء نصر الله خوان
- M1:1320 گر تو پیلی خصم تو از تو رمید نک جزا طیرا ابابیلت رسید
- M1:1321 گر ضعیفی در زمین خواهد امان غلغل افتد در سپاه آسمان
- M1:1322 گر بدندانش گزی پر خون کنی درد دندانت بگیرد چون کنی
- M1:1323 شیر خود را دید در چه وز غلو خویش را نشناخت آن دم از عدو
- M1:1324 عکس خود را او عدو خویش دید لاجرم بر خویش شمشیری کشید
- M1:1325 ای بسا ظلمی که بینی در کسان خوی تو باشد دریشان ای فلان
- M1:1326 اندریشان تافته هستی تو از نفاق و ظلم و بد مستی تو
- M1:1327 آن توی و آن زخم بر خود میزنی بر خود آن دم تار لعنت میتنی
- M1:1328 در خود آن بد را نمیبینی عیان ورنه دشمن بودیی خود را بجان
- M1:1329 حمله بر خود میکنی ای ساده مرد همچو آن شیری که بر خود حمله کرد
- M1:1330 چون به قعر خوی خود اندر رسی پس بدانی کز تو بود آن ناکسی
- M1:1331 شیر را در قعر پیدا شد که بود نقش او آنکش دگر کس مینمود
- M1:1332 هر که دندان ضعیفی میکند کار آن شیر غلطبین میکند
- M1:1333 میببیند خال بد بر روی عم عکس خال تست آن از عم مرم
- M1:1334 مؤمنان آیینهٔ همدیگرند این خبر می از پیمبر آورند
- M1:1335 پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود زان سبب عالم کبودت مینمود
- M1:1336 گر نه کوری این کبودی دان ز خویش خویش را بد گو مگو کس را تو بیش
- M1:1337 مؤمن ار ینظر بنور الله نبود غیب مؤمن را برهنه چون نمود
- M1:1338 چون که تو ینظر بنار الله بدی در بدی از نیکوی غافل شدی
- M1:1339 اندک اندک آب بر آتش بزن تا شود نار تو نور ای بوالحزن
- M1:1340 تو بزن یا ربنا آب طهور تا شود این نار عالم جمله نور
- M1:1341 آب دریا جمله در فرمان تست آب و آتش ای خداوند آن تست
- M1:1342 گر تو خواهی آتش آب خوش شود ور نخواهی آب هم آتش شود
- M1:1343 این طلب در ما هم از ایجاد تست رستن از بیداد یا رب داد تست
- M1:1344 بیطلب تو این طلبمان دادهای گنج احسان بر همه بگشادهای
❋