دفتر ۲ · 15 beyts
بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:1448 چون رسیدند آن نفر نزدیک او بانگ بر زد هی کیانید اتقو
- M2:1449 با ادب گفتند ما از دوستان بهر پرسش آمدیم اینجا بجان
- M2:1450 چونی ای دریای عقل ذو فنون این چه بهتانست بر عقلت جنون
- M2:1451 دود گلخن کی رسد در آفتاب چون شود عنقا شکسته از غراب
- M2:1452 وا مگیر از ما بیان کن این سخن ما محبانیم با ما این مکن
- M2:1453 مر محبان را نشاید دور کرد یا بروپوش و دغل مغرور کرد
- M2:1454 راز را اندر میان آور شها رو مکن در ابر پنهانی مها
- M2:1455 ما محب و صادق و دل خستهایم در دو عالم دل به تو در بستهایم
- M2:1456 فحش آغازید و دشنام از گزاف گفت او دیوانگانه زی و قاف
- M2:1457 بر جهید و سنگ پران کرد و چوب جملگی بگریختند از بیم کوب
- M2:1458 قهقهه خندید و جنبانید سر گفت باد ریش این یاران نگر
- M2:1459 دوستان بین کو نشان دوستان دوستان را رنج باشد همچو جان
- M2:1460 کی کران گیرد ز رنج دوست دوست رنج مغز و دوستی آن را چو پوست
- M2:1461 نی نشان دوستی شد سرخوشی در بلا و آفت و محنتکشی
- M2:1462 دوست همچون زر بلا چون آتشست زر خالص در دل آتش خوشست
❋