دفتر ۲ · 26 beyts
بخش ۴۲ - تتمهٔ حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:2009 خرس هم از اژدها چون وا رهید وآن کرم زان مرد مردانه بدید
- M2:2010 چون سگ اصحاب کهف آن خرس زار شد ملازم در پی آن بردبار
- M2:2011 آن مسلمان سر نهاد از خستگی خرس حارس گشت از دلبستگی
- M2:2012 آن یکی بگذشت و گفتش حال چیست ای برادر مر ترا این خرس کیست
- M2:2013 قصه وا گفت و حدیث اژدها گفت بر خرسی منه دل ابلها
- M2:2014 دوستی ابله بتر از دشمنیست او بهر حیله که دانی راندنیست
- M2:2015 گفت والله از حسودی گفت این ورنه خرسی چه نگری این مهر بین
- M2:2016 گفت مهر ابلهان عشوهده است این حسودی من از مهرش به است
- M2:2017 هی بیا با من بران این خرس را خرس را مگزین مهل همجنس را
- M2:2018 گفت رو رو کار خود کن ای حسود گفت کارم این بد و رزقت نبود
- M2:2019 من کم از خرسی نباشم ای شریف ترک او کن تا منت باشم حریف
- M2:2020 بر تو دل میلرزدم ز اندیشهای با چنین خرسی مرو در بیشهای
- M2:2021 این دلم هرگز نلرزید از گزاف نور حقست این نه دعوی و نه لاف
- M2:2022 مؤمنم ینظر بنور الله شده هان و هان بگریز ازین آتشکده
- M2:2023 این همه گفت و به گوشش در نرفت بدگمانی مرد سدیست زفت
- M2:2024 دست او بگرفت و دست از وی کشید گفت رفتم چون نهای یار رشید
- M2:2025 گفت رو بر من تو غمخواره مباش بوالفضولا معرفت کمتر تراش
- M2:2026 باز گفتش من عدوی تو نیم لطف باشد گر بیابی در پیم
- M2:2027 گفت خوابستم مرا بگذار و رو گفت آخر یار را منقاد شو
- M2:2028 تا بخسپی در پناه عاقلی در جوار دوستی صاحبدلی
- M2:2029 در خیال افتاد مرد از جد او خشمگین شد زود گردانید رو
- M2:2030 کین مگر قصد من آمد خونیست یا طمع دارد گدا و تونیست
- M2:2031 یا گرو بستست با یاران بدین که بترساند مرا زین همنشین
- M2:2032 خود نیامد هیچ از خبث سرش یک گمان نیک اندر خاطرش
- M2:2033 ظن نیکش جملگی بر خرس بود او مگر مر خرس را همجنس بود
- M2:2034 عاقلی را از سگی تهمت نهاد خرس را دانست اهل مهر و داد
❋