دفتر ۲ · 16 beyts
بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:2340 آن یکی میگفت خواهم عاقلی مشورت آرم بدو در مشکلی
- M2:2341 آن یکی گفتش که اندر شهر ما نیست عاقل جز که آن مجنوننما
- M2:2342 بر نیی گشته سواره نک فلان میدواند در میان کودکان
- M2:2343 صاحب رایست و آتشپارهای آسمان قدرست و اختربارهای
- M2:2344 فر او کروبیان را جان شدست او درین دیوانگی پنهان شدست
- M2:2345 لیک هر دیوانه را جان نشمری سر منه گوساله را چون سامری
- M2:2346 چون ولیی آشکارا با تو گفت صد هزاران غیب و اسرار نهفت
- M2:2347 مر ترا آن فهم و آن دانش نبود وا ندانستی تو سرگین را ز عود
- M2:2348 از جنون خود را ولی چون پرده ساخت مر ورا ای کور کی خواهی شناخت
- M2:2349 گر ترا بازست آن دیدهٔ یقین زیر هر سنگی یکی سرهنگ بین
- M2:2350 پیش آن چشمی که باز و رهبرست هر گلیمی را کلیمی در برست
- M2:2351 مر ولی را هم ولی شهره کند هر که را او خواست با بهره کند
- M2:2352 کس نداند از خرد او را شناخت چونک او مر خویش را دیوانه ساخت
- M2:2353 چون بدزدد دزد بینایی ز کور هیچ یابد دزد را او در عبور
- M2:2354 کور نشناسد که دزد او که بود گرچه خود بر وی زند دزد عنود
- M2:2355 چون گزد سگ کور صاحبژنده را کی شناسد آن سگ درنده را
❋