دفتر ۲ · 29 beyts
بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:2676 گفت ابلیسش گشای این عقد را من محکم قلب را و نقد را
- M2:2677 امتحان شیر و کلبم کرد حق امتحان نقد و قلبم کرد حق
- M2:2678 قلب را من کی سیهرو کردهام صیرفیام قیمت او کردهام
- M2:2679 نیکوان را رهنمایی میکنم شاخههای خشک را بر میکنم
- M2:2680 این علفها مینهم از بهر چیست تا پدید آید که حیوان جنس کیست
- M2:2681 گرگ از آهو چو زاید کودکی هست در گرگیش و آهویی شکی
- M2:2682 تو گیاه و استخوان پیشش بریز تا کدامین سو کند او گام تیز
- M2:2683 گر به سوی استخوان آید سگست ور گیا خواهد یقین آهو رگست
- M2:2684 قهر و لطفی جفت شد با همدگر زاد ازین هر دو جهانی خیر و شر
- M2:2685 تو گیاه و استخوان را عرضه کن قوت نفس و قوت جان را عرضه کن
- M2:2686 گر غذای نفس جوید ابترست ور غذای روح خواهد سرورست
- M2:2687 گر کند او خدمت تن هست خر ور رود در بحر جان یابد گهر
- M2:2688 گرچه این دو مختلف خیر و شرند لیک این هر دو به یک کار اندرند
- M2:2689 انبیا طاعات عرضه میکنند دشمنان شهوات عرضه میکنند
- M2:2690 نیک را چون بد کنم یزدان نیم داعیم من خالق ایشان نیم
- M2:2691 خوب را من زشت سازم رب نهام زشت را و خوب را آیینهام
- M2:2692 سوخت هندو آینه از درد را کین سیهرو مینماید مرد را
- M2:2693 گفت آیینه گناه از من نبود جرم او را نه که روی من زدود
- M2:2694 او مرا غماز کرد و راستگو تا بگویم زشت کو و خوب کو
- M2:2695 من گواهم بر گوا زندان کجاست اهل زندان نیستم ایزد گواست
- M2:2696 هر کجا بینم نهال میوهدار تربیتها میکنم من دایهوار
- M2:2697 هر کجا بینم درخت تلخ و خشک میبرم من تا رهد از پشک مشک
- M2:2698 خشک گوید باغبان را کای فتی مر مرا چه میبری سر بی خطا
- M2:2699 باغبان گوید خمش ای زشتخو بس نباشد خشکی تو جرم تو
- M2:2700 خشک گوید راستم من کژ نیم تو چرا بیجرم میبری پیم
- M2:2701 باغبان گوید اگر مسعودیی کاشکی کژ بودیی تر بودیی
- M2:2702 جاذب آب حیاتی گشتیی اندر آب زندگی آغشتیی
- M2:2703 تخم تو بد بوده است و اصل تو با درخت خوش نبوده وصل تو
- M2:2704 شاخ تلخ ار با خوشی وصلت کند آن خوشی اندر نهادش بر زند
❋