دفتر ۳ · 23 beyts
بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبران
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2710 قوم گفتند ای گروه مدعی کو گواه علم طب و نافعی
- M3:2711 چون شما بسته همین خواب و خورید همچو ما باشید در ده میچرید
- M3:2712 چون شما در دام این آب و گلید کی شما صیاد سیمرغ دلید
- M3:2713 حب جاه و سروری دارد بر آن که شمارد خویش از پیغامبران
- M3:2714 ما نخواهیم این چنین لاف و دروغ کردن اندر گوش و افتادن بدوغ
- M3:2715 انبیا گفتند کین زان علتست مایهٔ کوری حجاب ریتست
- M3:2716 دعوی ما را شنیدیت و شما مینبینید این گهر در دست ما
- M3:2717 امتحانست این گهر مر خلق را ماش گردانیم گرد چشمها
- M3:2718 هر که گوید کو گوا گفتش گواست کو نمیبیند گهر حبس عماست
- M3:2719 آفتابی در سخن آمد که خیز که بر آمد روز بر جه کم ستیز
- M3:2720 تو بگویی آفتابا کو گواه گویدت ای کور از حق دیده خواه
- M3:2721 روز روشن هر که او جوید چراغ عین جستن کوریش دارد بلاغ
- M3:2722 ور نمیبینی گمانی بردهای که صباحست و تو اندر پردهای
- M3:2723 کوری خود را مکن زین گفت فاش خامش و در انتظار فضل باش
- M3:2724 در میان روز گفتن روز کو خویش رسوا کردنست ای روزجو
- M3:2725 صبر و خاموشی جذوب رحمتست وین نشان جستن نشان علتست
- M3:2726 انصتوا بپذیر تا بر جان تو آید از جانان جزای انصتوا
- M3:2727 گر نخواهی نکس پیش این طبیب بر زمین زن زر و سر را ای لبیب
- M3:2728 گفت افزون را تو بفروش و بخر بذل جان و بذل جاه و بذل زر
- M3:2729 تا ثنای تو بگوید فضل هو که حسد آرد فلک بر جاه تو
- M3:2730 چون طبیبان را نگه دارید دل خود ببینید و شوید ازخود خجل
- M3:2731 دفع این کوری بدست خلق نیست لیک اکرام طبیبان از هدیست
- M3:2732 این طبیبان را به جان بنده شوید تا به مشک و عنبر آکنده شوید
❋