دفتر ۳ · 16 beyts
بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2738 این بدان ماند که خرگوشی بگفت من رسول ماهم و با ماه جفت
- M3:2739 کز رمهٔ پیلان بر آن چشمهٔ زلال جمله نخجیران بدند اندر وبال
- M3:2740 جمله محروم و ز خوف از چشمه دور حیلهای کردند چون کم بود زور
- M3:2741 از سر که بانگ زد خرگوش زال سوی پیلان در شب غرهٔ هلال
- M3:2742 که بیا رابع عشر ای شاهپیل تا درون چشمه یابی این دلیل
- M3:2743 شاهپیلا من رسولم پیش بیست بر رسولان بند و زجر و خشم نیست
- M3:2744 ماه میگوید که ای پیلان روید چشمه آن ماست زین یکسو شوید
- M3:2745 ورنه منتان کور گردانم ستم گفتم از گردن برون انداختم
- M3:2746 ترک این چشمه بگویید و روید تا ز زخم تیغ مه ایمن شوید
- M3:2747 نک نشان آنست کاندر چشمه ماه مضطرب گردد ز پیل آبخواه
- M3:2748 آن فلان شب حاضر آ ای شاهپیل تا درون چشمه یابی زین دلیل
- M3:2749 چونک هفت و هشت از مه بگذرید شاهپیل آمد ز چشمه میچرید
- M3:2750 چونک زد خرطوم پیل آن شب درآب مضطرب شد آب ومه کرد اضطراب
- M3:2751 پیل باور کرد از وی آن خطاب چون درون چشمه مه کرد اضطراب
- M3:2752 مانه زان پیلان گولیم ای گروه که اضطراب ماه آردمان شکوه
- M3:2753 انبیا گفتند آوه پند جان سختتر کرد ای سفیهان بندتان
❋