دفتر ۳  ·  18 beyts

بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ را

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:3311 پس خروسش گفت تن زن غم مخور که خدا بدهد عوض زینت دگر
  2. M3:3312 اسپ این خواجه سقط خواهد شدن روز فردا سیر خور کم کن حزن
  3. M3:3313 مر سگان را عید باشد مرگ اسپ روزی وافر بود بی جهد و کسپ
  4. M3:3314 اسپ را بفروخت چون بشنید مرد پیش سگ شد آن خروسش روی‌زرد
  5. M3:3315 روز دیگر همچنان نان را ربود آن خروس و سگ برو لب بر گشود
  6. M3:3316 کای خروس عشوه‌ده چند این دروغ ظالمی و کاذبی و بی فروغ
  7. M3:3317 اسپ کش گفتی سقط گردد کجاست کور اخترگوی و محرومی ز راست
  8. M3:3318 گفت او را آن خروس با خبر که سقط شد اسپ او جای دگر
  9. M3:3319 اسپ را بفروخت و جست او از زیان آن زیان انداخت او بر دیگران
  10. M3:3320 لیک فردا استرش گردد سقط مر سگان را باشد آن نعمت فقط
  11. M3:3321 زود استر را فروشید آن حریص یافت از غم وز زیان آن دم محیص
  12. M3:3322 روز ثالث گفت سگ با آن خروس ای امیر کاذبان با طبل و کوس
  13. M3:3323 گفت او بفروخت استر را شتاب گفت فردایش غلام آید مصاب
  14. M3:3324 چون غلام او بمیرد نانها بر سگ و خواهنده ریزند اقربا
  15. M3:3325 این شنید و آن غلامش را فروخت رست از خسران و رخ را بر فروخت
  16. M3:3326 شکرها می‌کرد و شادیها که من رستم از سه واقعه اندر زمن
  17. M3:3327 تا زبان مرغ و سگ آموختم دیدهٔ سوء القضا را دوختم
  18. M3:3328 روز دیگر آن سگ محروم گفت کای خروس ژاژخا کو طاق و جفت

↓ download .txt ↓ JSON