دفتر ۴ · 29 beyts
بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:2625 باز اسپیدی به کمپیری دهی او ببرد ناخنش بهر بهی
- M4:2626 ناخنی که اصل کارست و شکار کور کمپیری ببرد کوروار
- M4:2627 که کجا بودست مادر که ترا ناخنان زین سان درازست ای کیا
- M4:2628 ناخن و منقار و پرش را برید وقت مهر این میکند زال پلید
- M4:2629 چونک تتماجش دهد او کم خورد خشم گیرد مهرها را بر درد
- M4:2630 که چنین تتماج پختم بهر تو تو تکبر مینمایی و عتو
- M4:2631 تو سزایی در همان رنج و بلا نعمت و اقبال کی سازد ترا
- M4:2632 آب تتماجش دهد کین را بگیر گر نمیخواهی که نوشی زان فطیر
- M4:2633 آب تتماجش نگیرد طبع باز زال بترنجد شود خشمش دراز
- M4:2634 از غضب شربای سوزان بر سرش زن فرو ریزد شود کل مغفرش
- M4:2635 اشک از آن چشمش فرو ریزد ز سوز یاد آرد لطف شاه دلفروز
- M4:2636 زان دو چشم نازنین با دلال که ز چهرهٔ شاد دارد صد کمال
- M4:2637 چشم مازاغش شده پر زخم زاغ چشم نیک از چشم بد با درد و داغ
- M4:2638 چشم دریا بسطتی کز بسط او هر دو عالم مینماید تار مو
- M4:2639 گر هزاران چرخ در چشمش رود همچو چشمه پیش قلزم گم شود
- M4:2640 چشم بگذشته ازین محسوسها یافته از غیببینی بوسها
- M4:2641 خود نمییابم یکی گوشی که من نکتهای گویم از آن چشم حسن
- M4:2642 میچکید آن آب محمود جلیل میربودی قطرهاش را جبرئیل
- M4:2643 تا بمالد در پر و منقال خویش گر دهد دستوریش آن خوب کیش
- M4:2644 باز گوید خشم کمپیر ار فروخت فر و نور و علم و صبرم را نسوخت
- M4:2645 باز جانم باز صد صورت تند زخم بر ناقه نه بر صالح زند
- M4:2646 صالح از یکدم که آرد با شکوه صد چنان ناقه بزاید متن کوه
- M4:2647 دل همی گوید خموش و هوش دار ورنه درانید غیرت پود و تار
- M4:2648 غیرتش را هست صد حلم نهان ورنه سوزیدی به یک دم صد جهان
- M4:2649 نخوت شاهی گرفتش جای پند تا دل خود را ز بند پند کند
- M4:2650 که کنم با رای هامان مشورت کوست پشت ملک و قطب مقدرت
- M4:2651 مصطفی را رایزن صدیق رب رایزن بوجهل را شد بولهب
- M4:2652 عرق جنسیت چنانش جذب کرد کان نصیحتها به پیشش گشت سرد
- M4:2653 جنس سوی جنس صد پره پرد بر خیالش بندها را بر درد
❋