دفتر ۴ · 29 beyts
بخش ۱۱۵ - مطالبه کردن موسی علیهالسلام حضرت را کی خَلَقتَ خَلقاً اَهلَکتَهُم و جواب آمدن
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:2997 گفت موسی ای خداوند حساب نقش کردی باز چون کردی خراب
- M4:2998 نر و ماده نقش کردی جانفزا وانگهان ویران کنی این را چرا
- M4:2999 گفت حق دانم که این پرسش ترا نیست از انکار و غفلت وز هوا
- M4:3000 ورنه تادیب و عتابت کردمی بهر این پرسش ترا آزردمی
- M4:3001 لیک میخواهی که در افعال ما باز جویی حکمت و سر بقا
- M4:3002 تا از آن واقف کنی مر عام را پخته گردانی بدین هر خام را
- M4:3003 قاصدا سایل شدی در کاشفی بر عوام ار چه که تو زان واقفی
- M4:3004 زآنک نیم علم آمد این سؤال هر برونی را نباشد آن مجال
- M4:3005 هم سؤال از علم خیزد هم جواب همچنانک خار و گل از خاک و آب
- M4:3006 هم ضلال از علم خیزد هم هدی همچنانک تلخ و شیرین از ندا
- M4:3007 ز آشنایی خیزد این بغض و ولا وز غذای خویش بود سقم و قوی
- M4:3008 مستفید اعجمی شد آن کلیم تا عجمیان را کند زین سر علیم
- M4:3009 ما هم از وی اعجمی سازیم خویش پاسخش آریم چون بیگانه پیش
- M4:3010 خرفروشان خصم یکدیگر شدند تا کلید قفل آن عقد آمدند
- M4:3011 پس بفرمودش خدا ای ذولباب چون بپرسیدی بیا بشنو جواب
- M4:3012 موسیا تخمی بکار اندر زمین تا تو خود هم وا دهی انصاف این
- M4:3013 چونک موسی کشت و شد کشتش تمام خوشههااش یافت خوبی و نظام
- M4:3014 داس بگرفت و مر آن را میبرید پس ندا از غیب در گوشش رسید
- M4:3015 که چرا کشتی کنی و پروری چون کمالی یافت آن را میبری
- M4:3016 گفت یا رب زان کنم ویران و پست که درینجا دانه هست و کاه هست
- M4:3017 دانه لایق نیست درانبار کاه کاه در انبار گندم هم تباه
- M4:3018 نیست حکمت این دو را آمیختن فرق واجب میکند در بیختن
- M4:3019 گفت این دانش تو از کی یافتی که به دانش بیدری بر ساختی
- M4:3020 گفت تمییزم تو دادی ای خدا گفت پس تمییز چون نبود مرا
- M4:3021 در خلایق روحهای پاک هست روحهای تیرهٔ گلناک هست
- M4:3022 این صدفها نیست در یک مرتبه در یکی درست و در دیگر شبه
- M4:3023 واجبست اظهار این نیک و تباه همچنانک اظهار گندمها ز کاه
- M4:3024 بهر اظهارست این خلق جهان تا نماند گنج حکمتها نهان
- M4:3025 کنت کنزا کنت مخفیا شنو جوهر خود گم مکن اظهار شو
❋