دفتر ۴ · 21 beyts
بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:3026 جوهر صدقت خفی شد در دروغ همچو طعم روغن اندر طعم دوغ
- M4:3027 آن دروغت این تن فانی بود راستت آن جان ربانی بود
- M4:3028 سالها این دوغ تن پیدا و فاش روغن جان اندرو فانی و لاش
- M4:3029 تا فرستد حق رسولی بندهای دوغ را در خمره جنبانندهای
- M4:3030 تا بجنباند به هنجار و به فن تا بدانم من که پنهان بود من
- M4:3031 یا کلام بندهای کان جزو اوست در رود در گوش او کاو وحیجوست
- M4:3032 اذن مؤمن وحی ما را واعی است آنچنان گوشی قرین داعی است
- M4:3033 همچنانکه گوش طفل از گفت مام پر شود ناطق شود او در کلام
- M4:3034 ور نباشد طفل را گوش رشد گفت مادر نشنود گنگی شود
- M4:3035 دایما هر کر اصلی گنگ بود ناطق آنکس شد که از مادر شنود
- M4:3036 دانکه گوش کر و گنگ از آفتیست که پذیرای دم و تعلیم نیست
- M4:3037 آنکه بیتعلیم بُد ناطق خداست که صفات او ز علتها جداست
- M4:3038 یا چو آدم کرده تلقینش خدا بیحجاب مادر و دایه و ازا
- M4:3039 یا مسیحی که به تعلیم ودود در ولادت ناطق آمد در وجود
- M4:3040 از برای دفع تهمت در ولاد که نزادهست از زنا و از فساد
- M4:3041 جنبشی بایست اندر اجتهاد تا که دوغ آن روغن از دل باز داد
- M4:3042 روغن اندر دوغ باشد چون عدم دوغ در هستی برآورده علم
- M4:3043 آنک هستت مینماید هست پوست وآنک فانی مینماید اصل اوست
- M4:3044 دوغ روغن ناگرفتست و کهن تا بنگزینی بنه خرجش مکن
- M4:3045 هین بگردانش به دانش دست دست تا نماید آنچ پنهان کرده است
- M4:3046 زآنکه این فانی دلیل باقی است لابهٔ مستان دلیل ساقی است
❋