دفتر ۴  ·  24 beyts

بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:3403 گفت استر راست گفتی ای شتر این بگفت و چشم کرد از اشک پر
  2. M4:3404 ساعتی بگریست و در پایش فتاد گفت ای بگزیدهٔ رب العباد
  3. M4:3405 چه زیان دارد گر از فرخندگی در پذیری تو مرا دربندگی
  4. M4:3406 گفت چون اقرار کردی پیش من رو که رستی تو ز آفات زمن
  5. M4:3407 دادی انصاف و رهیدی از بلا تو عدو بودی شدی ز اهل ولا
  6. M4:3408 خوی بد در ذات تو اصلی نبود کز بد اصلی نیاید جز جحود
  7. M4:3409 آن بد عاریتی باشد که او آرد اقرار و شود او توبه‌جو
  8. M4:3410 هم‌چو آدم زلتش عاریه بود لاجرم اندر زمان توبه نمود
  9. M4:3411 چونک اصلی بود جرم آن بلیس ره نبودش جانب توبهٔ نفیس
  10. M4:3412 رو که رستی از خود و از خوی بد واز زبانهٔ نار و از دندان دد
  11. M4:3413 رو که اکنون دست در دولت زدی در فکندی خود به بخت سرمدی
  12. M4:3414 ادخلی تو فی عبادی یافتی ادخلی فی جنتی در بافتی
  13. M4:3415 در عبادش راه کردی خویش را رفتی اندر خلد از راه خفا
  14. M4:3416 اهدنا گفتی صراط مستقیم دست تو بگرفت و بردت تا نعیم
  15. M4:3417 نار بودی نور گشتی ای عزیز غوره بودی گشتی انگور و مویز
  16. M4:3418 اختری بودی شدی تو آفتاب شاد باش الله اعلم بالصواب
  17. M4:3419 ای ضیاء الحق حسام‌الدین بگیر شهد خویش اندر فکن در حوض شیر
  18. M4:3420 تا رهد آن شیر از تغییر طعم یابد از بحر مزه تکثیر طعم
  19. M4:3421 متصل گردد بدان بحر الست چونک شد دریا ز هر تغییر رست
  20. M4:3422 منفذی یابد در آن بحر عسل آفتی را نبود اندر وی عمل
  21. M4:3423 غره‌ای کن شیروار ای شیر حق تا رود آن غره بر هفتم طبق
  22. M4:3424 چه خبر جان ملول سیر را کی شناسد موش غرهٔ شیر را
  23. M4:3425 برنویس احوال خود با آب زر بهر هر دریادلی نیکوگهر
  24. M4:3426 آب نیلست این حدیث جان‌فزا یا ربش در چشم قبطی خون نما

↓ download .txt ↓ JSON