دفتر ۴ · 14 beyts
بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیهالسلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:843 قصه گویم از سبا مشتاقوار چون صبا آمد به سوی لالهزار
- M4:844 لاقت الاشباح یوم وصلها عادت الاولاد صوب اصلها
- M4:845 امة العشق الخفی فی الامم مثل جود حوله لوم السقم
- M4:846 ذلة الارواح من اشباحها عزة الاشباح من ارواحها
- M4:847 ایها العشاق السقیا لکم انتم الباقون و البقیالکم
- M4:848 ایها السالون قوموا واعشقوا ذاک ریح یوسف فاستنشقوا
- M4:849 منطقالطیر سلیمانی بیا بانگ هر مرغی که آید میسرا
- M4:850 چون به مرغانت فرستادست حق لحن هر مرغی بدادستت سبق
- M4:851 مرغ جبری را زبان جبر گو مرغ پر اشکسته را از صبر گو
- M4:852 مرغ صابر را تو خوش دار و معاف مرغ عنقا را بخوان اوصاف قاف
- M4:853 مر کبوتر را حذر فرما ز باز باز را از حلم گو و احتراز
- M4:854 وان خفاشی را که ماند او بینوا میکنش با نور جفت و آشنا
- M4:855 کبک جنگی را بیاموزان تو صلح مر خروسان را نما اشراط صبح
- M4:856 همچنان میرو ز هدهد تا عقاب ره نما والله اعلم بالصواب
❋