دفتر ۴ · 14 beyts
بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:2185 عاقل آن باشد که او با مشعلهست او دلیل و پیشوای قافلهست
- M4:2186 پیرو نور خودست آن پیشرو تابع خویشست آن بیخویشرو
- M4:2187 مؤمن خویشست و ایمان آورید هم بدان نوری که جانش زو چرید
- M4:2188 دیگری که نیمعاقل آمد او عاقلی را دیدهٔ خود داند او
- M4:2189 دست در وی زد چو کور اندر دلیل تا بدو بینا شد و چست و جلیل
- M4:2190 وآن خری کز عقل جوسنگی نداشت خود نبودش عقل و عاقل را گذاشت
- M4:2191 ره نداند نه کثیر و نه قلیل ننگش آید آمدن خلف دلیل
- M4:2192 میرود اندر بیابان دراز گاه لنگان آیس و گاهی بتاز
- M4:2193 شمع نه تا پیشوای خود کند نیم شمعی نه که نوری کد کند
- M4:2194 نیست عقلش تا دم زنده زند نیمعقلی نه که خود مرده کند
- M4:2195 مردهٔ آن عاقل آید او تمام تا برآید از نشیب خود به بام
- M4:2196 عقل کامل نیست خود را مرده کن در پناه عاقلی زندهسخن
- M4:2197 زنده نی تا همدم عیسی بود مرده نی تا دمگه عیسی شود
- M4:2198 جان کورش گام هر سو مینهد عاقبت نجهد ولی بر میجهد
❋