دفتر ۵ · 13 beyts
بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وامداران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:2794 حاجت خود گر نگفتی آن فقیر او بدادی و بدانستی ضمیر
- M5:2795 آنچ در دل داشتی آن پشتخم قدر آن دادی بدو نه بیش و کم
- M5:2796 پس بگفتندی چه دانستی که او این قدر اندیشه دارد ای عمو
- M5:2797 او بگفتی خانهٔ دل خلوتست خالی از کدیه مثال جنتست
- M5:2798 اندرو جز عشق یزدان کار نیست جز خیال وصل او دیار نیست
- M5:2799 خانه را من روفتم از نیک و بد خانهام پرّست از عشق احد
- M5:2800 هرچه بینم اندرو غیر خدا آن من نبود بود عکس گدا
- M5:2801 گر در آبی نخل یا عرجون نمود جز ز عکس نخلهٔ بیرون نبود
- M5:2802 در تگ آب ار ببینی صورتی عکس بیرون باشد آن نقش ای فتی
- M5:2803 لیک تا آب از قذی خالی شدن تنقیه شرطست در جوی بدن
- M5:2804 تا نماند تیرگی و خس درو تا امین گردد نماید عکس رو
- M5:2805 جز گلابه در تنت کو ای مقل آب صافی کن ز گل ای خصم دل
- M5:2806 تو بر آنی هر دمی کز خواب و خور خاک ریزی اندرین جو بیشتر
❋