دفتر ۵ · 32 beyts
بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:31 تو خلیلِ وقتی ای خورشیدهش این چَهار اطیار رهزن را بکش
- M5:32 زانک هر مرغی ازینها زاغوش هست عقل عاقلان را دیدهکَش
- M5:33 چار وصف تن چو مرغان خلیل بسمل ایشان دهد جان را سبیل
- M5:34 ای خلیل، اندر خلاص نیک و بد سر ببرشان تا رهد پاها ز سد
- M5:35 کل توی و جملگان اجزای تو بر گشا که هست پاشان پای تو
- M5:36 از تو عالم روح زاری میشود پشت صد لشکر سواری میشود
- M5:37 زانک این تن شد مقام چار خو نامشان شد چار مرغ فتنهجو
- M5:38 خَلق را گر زندگی خواهی ابد سر ببر زین چار مرغ شوم بد
- M5:39 بازشان زنده کن از نوعی دگر که نباشد بعد از آن زیشان ضرر
- M5:40 چار مرغ معنوی راهزن کردهاند اندر دل خَلقان وطن
- M5:41 چون امیر جمله دلهای سَوی اندرین دور ای خلیفهٔ حق توی
- M5:42 سر ببر این چار مرغ زنده را سر مدی کن خَلق ناپاینده را
- M5:43 بط و طاوسست و زاغست و خروس این مثال چار خُلق اندر نفوس
- M5:44 بط، حرصست و خروس آن شهوتست جاه چون طاوس و زاغ اُمنیتست
- M5:45 مُنیتش آن که بُوَد اومیدساز طامع تأبید یا عمر دراز
- M5:46 بط حرص آمد که نوکش در زمین در تر و در خشک میجوید دفین
- M5:47 یک زمان نبود معطل آن گَلو نشنود از حکم جز امر کُلوا
- M5:48 همچو یغماجیست، خانه میکَند زود زود انبان خود پر میکند
- M5:49 اندر انبان میفِشارد نیک و بد دانههای دُر و حبات نخود
- M5:50 تا مبادا یاغیی آید دگر میفِشارد در جوال او خشک و تر
- M5:51 وقت تنگ و فرصت اندک، او مخوف در بغل زد هر چه زودتر بیوقوف
- M5:52 لیک مؤمن ز اعتماد آن حیات میکند غارت به مَهل و با اَنات
- M5:53 آمِنست از فوت و از یاغی که او میشناسد قهر شه را بر عدو
- M5:54 آمنست از خواجهتاشان دگر که بیایندش مزاحم صرفهبر
- M5:55 عدل شه را دید در ضبط حشم که نیارد کرد کس بر کس ستم
- M5:56 لاجرم نشتابد و ساکن بود از فوات حظ خود آمن بود
- M5:57 بس تانی دارد و صبر و شکیب چشمسیر و مؤثرست و پاکجیب
- M5:58 کین تانی پرتو رحمان بود وان شتاب از هزهٔ شیطان بود
- M5:59 زانک شیطانش بترساند ز فقر بارگیر صبر را بِکشد به عقر
- M5:60 از نُبی بشنو که شیطان در وعید میکند تهدیدت از فقر شدید
- M5:61 تا خوری زشت و بری زشت و شتاب نی مروت نیتانی نی ثواب
- M5:62 لاجرم کافِر خورد در هفت بطن دین و دل باریک و لاغر، زفت بطن
❋