دفتر ۵  ·  23 beyts

بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمی‌شمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بی‌نوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و می‌گفت کی من جزین خدمت نمی‌دانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیه‌السلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیه‌السلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیه‌السلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیه‌السلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهم‌السلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M5:1241 آن یکی عاشق به پیش یار خود می‌شمرد از خدمت و از کار خود
  2. M5:1242 کز برای تو چنین کردم چنان تیرها خوردم درین رزم و سنان
  3. M5:1243 مال رفت و زور رفت و نام رفت بر من از عشقت بسی ناکام رفت
  4. M5:1244 هیچ صبحم خفته یا خندان نیافت هیچ شامم با سر و سامان نیافت
  5. M5:1245 آنچ او نوشیده بود از تلخ و درد او به تفصیلش یکایک می‌شمرد
  6. M5:1246 نه از برای منتی بل می‌نمود بر درستی محبت صد شهود
  7. M5:1247 عاقلان را یک اشارت بس بود عاشقان را تشنگی زان کی رود
  8. M5:1248 می‌کند تکرار گفتن بی‌ملال کی ز اشارت بس کند حوت از زلال
  9. M5:1249 صد سخن می‌گفت زان درد کهن در شکایت که نگفتم یک سخن
  10. M5:1250 آتشی بودش نمی‌دانست چیست لیک چون شمع از تف آن می‌گریست
  11. M5:1251 گفت معشوق این همه کردی ولیک گوش بگشا پهن و اندر یاب نیک
  12. M5:1252 کانچ اصل اصل عشقست و ولاست آن نکردی اینچ کردی فرعهاست
  13. M5:1253 گفتش آن عاشق بگو که آن اصل چیست گفت اصلش مردنست و نیستیست
  14. M5:1254 تو همه کردی نمردی زنده‌ای هین بمیر ار یار جان‌بازنده‌ای
  15. M5:1255 هم در آن دم شد دراز و جان بداد هم‌چو گل درباخت سر خندان و شاد
  16. M5:1256 ماند آن خنده برو وقف ابد هم‌چو جان و عقل عارف بی‌کبد
  17. M5:1257 نور مه‌آلوده کی گردد ابد گر زند آن نور بر هر نیک و بد
  18. M5:1258 او ز جمله پاک وا گردد به ماه هم‌چو نور عقل و جان سوی اله
  19. M5:1259 وصف پاکی وقف بر نور مه‌است تابشش گر بر نجاسات ره‌است
  20. M5:1260 زان نجاسات ره و آلودگی نور را حاصل نگردد بدرگی
  21. M5:1261 ارجعی بشنود نور آفتاب سوی اصل خویش باز آمد شتاب
  22. M5:1262 نه ز گلخنها برو ننگی بماند نه ز گلشنها برو رنگی بماند
  23. M5:1263 نور دیده و نوردیده بازگشت ماند در سودای او صحرا و دشت

↓ download .txt ↓ JSON