دفتر ۶  ·  27 beyts

بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M6:183 ای ضیاء الحق حسام‌الدین بیا ای صقال روح و سلطان الهدی
  2. M6:184 مثنوی را مسرح مشروح ده صورت امثال او را روح ده
  3. M6:185 تا حروفش جمله عقل و جان شوند سوی خلدستان جان پران شوند
  4. M6:186 هم به سعی تو ز ارواح آمدند سوی دام حرف و مستحقن شدند
  5. M6:187 باد عمرت در جهان هم‌چون خضر جان‌فزا و دستگیر و مستمر
  6. M6:188 چون خضر و الیاس مانی در جهان تا زمین گردد ز لطفت آسمان
  7. M6:189 گفتمی از لطف تو جزوی ز صد گر نبودی طمطراق چشم بد
  8. M6:190 لیک از چشم بد زهراب دم زخمهای روح‌فرسا خورده‌ام
  9. M6:191 جز به رمز ذکر حال دیگران شرح حالت می‌نیارم در بیان
  10. M6:192 این بهانه هم ز دستان دلیست که ازو پاهای دل اندر گلیست
  11. M6:193 صد دل و جان عاشق صانع شده چشم بد یا گوش بد مانع شده
  12. M6:194 خود یکی بوطالب آن عم رسول می‌نمودش شنعهٔ عربان مهول
  13. M6:195 که چه گویندم عرب کز طفل خود او بگردانید دین معتمد
  14. M6:196 گفتش ای عم یک شهادت تو بگو تا کنم با حق خصومت بهر تو
  15. M6:197 گفت لیکن فاش گردد ازسماع کل سر جاوز الاثنین شاع
  16. M6:198 من بمانم در زبان این عرب پیش ایشان خوار گردم زین سبب
  17. M6:199 لیک گر بودیش لطف ما سبق کی بدی این بددلی با جذب حق
  18. M6:200 الغیاث ای تو غیاث المستغیث زین دو شاخهٔ اختیارات خبیث
  19. M6:201 من ز دستان و ز مکر دل چنان مات گشتم که بماندم از فغان
  20. M6:202 من که باشم چرخ با صد کار و بار زین کمین فریاد کرد از اختیار
  21. M6:203 که ای خداوند کریم و بردبار ده امانم زین دو شاخهٔ اختیار
  22. M6:204 جذب یک راههٔ صراط المستقیم به ز دو راه تردد ای کریم
  23. M6:205 زین دو ره گرچه همه مقصد توی لیک خود جان کندن آمد این دوی
  24. M6:206 زین دو ره گرچه به جز تو عزم نیست لیک هرگز رزم هم‌چون بزم نیست
  25. M6:207 در نبی بشنو بیانش از خدا آیت اشفقن ان یحملنها
  26. M6:208 این تردد هست در دل چون وغا کاین بود به یا که آن حال مرا
  27. M6:209 در تردد می‌زند بر همدگر خوف و اومید بهی در کر و فر

↓ download .txt ↓ JSON