Läs› Daftar 1› Om den som älskar världen är som den som älskar en vägg som solen skiner på, och inte anstränger sig att förstå att glansen inte kommer från väggen utan från solskivan på den fjärde himlen. Han fäste därför helt sitt hjärta vid väggen. När solens strålar återförenades med solen, förblev han evigt berövad, 'och en barriär upprättades mellan dem och det de önskade'› Vers 2809
M1:2809 — عاشقان کل نه عشاق جزو / ماند از کل آنک شد مشتاق جزو
M1:2809
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
عاشقان حقیقی، عاشقِ کل و حقیقتِ یکپارچهی هستیاند، نه اجزای پراکنده و ظواهر آن. کسی که دل به جزء و نمودهای گذرا ببندد، از درک و وصالِ کل محروم خواهد ماند.
این بیت در مقدمهی داستان «عاشق دیوار» آمده است. مولانا در این داستان، دنیا و مظاهر آن را به دیواری تشبیه میکند که نور خورشید بر آن تابیده و زیبا به نظر میرسد. عاشقِ ناآگاه، به جای دل بستن به خودِ خورشید (که منبع اصلی نور و زیبایی است)، عاشقِ نقش و نگارِ موقتی روی دیوار میشود.
مولانا با این تمثیل، دو نوع عشق را از هم جدا میکند:
-
عشق به «کل»: این عشقِ عارفان حقیقی است. آنها از پدیدههای جزئی و فناپذیر عبور میکنند و به منبع اصلی و حقیقت پایدار (خداوند) دل میبندند. آنها میدانند که زیباییهای جهان، تنها پرتوی از آن حقیقتِ کل است.
-
عشق به «جزء»: این عشقِ افراد سطحینگر است که به ظواهر و نمودهای گذرا دلخوش میکنند. اینان همانند عاشقِ دیوار هستند که با غروب خورشید و رفتنِ نور، معشوق خود را از دست میدهند و در حسرت و تاریکی باقی میمانند.
بنابراین، بیت تأکید میکند که دلبستگی به «جزء» (دنیا، مقام، ثروت و دیگر مظاهر فانی) سرانجامی جز محرومیت از «کل» (حقیقت، خداوند، آرامش ابدی) ندارد. این راه، راهِ خسران و واماندگی است.
- کل
- در اینجا به معنای حقیقتِ یکپارچه و کامل هستی، ذات خداوند، اصل و منبع همه چیز.
- جزو
- در اینجا به معنای پدیدههای جزئی، مظاهر و نمودهای گذرا و فناپذیر در جهان، سایه و پرتوی از حقیقت.
- عشاق
- جمعِ «عاشق»، عاشقان.
- آنک
- آن کسی که.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.