Läs› Daftar 1› Om den som älskar världen är som den som älskar en vägg som solen skiner på, och inte anstränger sig att förstå att glansen inte kommer från väggen utan från solskivan på den fjärde himlen. Han fäste därför helt sitt hjärta vid väggen. När solens strålar återförenades med solen, förblev han evigt berövad, 'och en barriär upprättades mellan dem och det de önskade'› Vers 2812
M1:2812 — نیست حاکم تا کند تیمار او / کار خواجهٔ خود کند یا کار او
M1:2812
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
این بیت وضعیت رقتانگیز کسی را توصیف میکند که بندهٔ غیرخدا شده است: او اربابی ندارد که واقعاً از او حمایت کند و در نتیجه، بین خدمت به معشوق ظاهری و رسیدگی به نیازهای واقعی خودش سرگردان و بلاتکلیف است.
این بیت در ادامهٔ تمثیل «عاشق دیوار» آمده است. مولانا انسانی را که به پدیدههای گذرا و ظواهر دنیا دل میبندد، به بردهای تشبیه میکند که به جای خدمت به ارباب حقیقی (خدا)، بندهٔ یک «غیر» شده است. این «غیر» (مانند دیوار در تمثیل) خودش صاحب اختیار و قدرتی نیست.
در مصرع اول، «نیست حاکم تا کند تیمار او»، مولانا میگوید این برده، ارباب و سرپرستی ندارد که به فکر او باشد و از او مراقبت کند. معشوق مجازی و دنیوی، مانند آن دیوار، اصالتی از خود ندارد و نمیتواند حامی واقعی عاشق باشد. در نتیجه، این عاشقِ اسیر، در یک بلاتکلیفی ویرانگر قرار میگیرد که در مصرع دوم بیان میشود: «کار خواجهٔ خود کند یا کار او». او نمیداند باید به وظایف بندگی در برابر این خواجهٔ ناتوان بپردازد یا به کارها و نیازهای حقیقی خودش رسیدگی کند. این وضعیت، نمادی از سرگشتگی روحی انسانی است که از منبع اصلی حیات جدا افتاده و در خدمت اهداف پوچ و بیثمر، خود را نیز فراموش کرده است.
- حاکم
- در اینجا به معنی سرپرست، ارباب، فرمانروا.
- تیمار کردن
- مراقبت کردن، پرستاری کردن، غمخواری کردن.
- خواجه
- ارباب، سرور، صاحب.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.