Läs› Daftar 2› Uppenbarelsen till Musa som ursäktar herden› Vers 1808
M2:1808 — کاش از خاکی سفر نگزیدمی / همچو خاکی دانهای میچیدمی
M2:1808
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
این بیت زبان حال کافری است که در روز حساب، آرزو میکند ای کاش هرگز از مرتبهٔ جمادی و خاکی به وجود انسانی پا نمیگذاشت تا اینچنین دچار خسران و پشیمانی نشود.
این بیت در ادامهٔ بیان پشیمانی عمیق کافر در روز قیامت است. مولانا پیش از این، زمین را مثال میزند که پلیدیها را میگیرد و در عوض گل و گیاه تحویل میدهد. اما وجود کافر، برعکس، پاکیها را گرفته و فساد به بار آورده است. وقتی کافر این حقیقت را میبیند و خود را از خاک هم بیارزشتر مییابد، با حسرت آرزو میکند که ای کاش در همان مرحلهٔ «خاک» باقی مانده بود و «سفر» به عالم انسانی را آغاز نکرده بود.
«سفر کردن از خاکی» در اینجا استعارهای است از مراحل تکامل وجود؛ یعنی گذر از عالم جمادات (خاک) به عالم نبات، حیوان و در نهایت انسان. این سفر، فرصتی برای رشد و کمال معنوی است. اما کافر که از این فرصت استفاده نکرده و سرمایهٔ وجود خود را تباه کرده، به این نتیجه میرسد که اگر مانند یک موجود ساده و خاکی باقی میماند و تنها به نیازهای اولیهٔ خود (مانند پرندهای که دانهای برمیچیند) میپرداخت، حال و روز بهتری داشت. این آرزو، اوج استیصال و درک بیهودگیِ یک زندگی بدون معنویت را نشان میدهد.
- خاکی
- موجود زمینی، مرحلهٔ جمادی و بیجان، خاک بودن
- سفر نگزیدمی
- سفر را انتخاب نمیکردم، به این سفر (زندگی) نمیآمدم
- میچیدمی
- برمیچیدم، جمع میکردم
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.