Läs› Daftar 2› Iblis svarar Mu'awiya igen› Vers 2687
M2:2687 — گر کند او خدمت تن هست خر / ور رود در بحر جان یابد گهر
M2:2687
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
انسان در دوراهی انتخاب قرار دارد: اگر تمام همتش را صرف جسم و نیازهای مادی کند، مانند حیوانی بارکش است، اما اگر به دنیای درون و روح خود بپردازد، به حقایق ارزشمند معنوی دست خواهد یافت.
این بیت در ادامهی گفتگوی ابلیس با معاویه، به تمثیل انتخاب بنیادین انسان میپردازد. ابلیس پیش از این خود را همچون سنگ محکی معرفی کرده بود که با عرضه کردن «علف و استخوان» (نماد لذتهای نفسانی و دنیوی) و «غذای روح» (نماد معنویات و طاعات)، جوهر واقعی هر فرد را آشکار میکند.
مولانا در این بیت، این دو راه را به دو سرنوشت متفاوت گره میزند:
- خدمت تن: کسی که تمام زندگیاش صرف برآوردن نیازهای جسمانی و امیال نفسانی میشود، به «الاغ» تشبیه شده است. الاغ در ادبیات عرفانی نماد غفلت، شهوترانی و اسارت در دنیای مادی است. چنین انسانی از حقیقت وجودی خود بیخبر است و تنها بار سنگین جسم را بر دوش میکشد.
- ورود به بحر جان: در مقابل، راه دیگر، غواصی در «دریای جان» است. این استعارهی کلیدی در آثار مولانا، به معنای سفر به اعماق وجود، خودشناسی و کشف عالم بیکران معنا و حقیقت است. حاصل این سفر، یافتن «گهر» یا همان مرواریدهای گرانبهای معرفت، عشق الهی و کمال انسانی است.
بنابراین، بیت تأکید میکند که ارزش انسان نه به جسم او، بلکه به انتخابی است که میان تن و جان، یا ماده و معنا، میکند. این انتخاب، ترازوی سنجش انسانیت اوست.
- بحر جان
- دریای روح؛ استعاره از عالم بیکران و عمیق معنویات و حقیقت درون انسان.
- گهر
- گوهر، مروارید؛ کنایه از حقایق معنوی، معرفت و کمالات روحانی.
- ور
- و اگر (شکل کوتاه شده در شعر).
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.