Läs Daftar 6 Kungens av Tirmidh kungörelse att den som inom tre eller fyra dagar reser till Samarkand för ett visst ärende ska få kläder, en häst, en slav och en slavflicka samt en stor summa guld. En narr hör nyheten om denna kungörelse på landsbygden och kommer till kungen på en poststation, sägande: ”Jag kan i alla fall inte åka.” Vers 2578

M6:2578 — خاصه که در چشم افتد خس ز باد / چشم افتد در نم و بند و گشاد

خاصه که در چشم افتد خس ز بادچشم افتد در نم و بند و گشاد
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:2578

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خاصه که از باد، خاشاکی به چشم درآید؛ چشم پیوسته در نم و بستن و گشودن می‌افتد. معنا: بیت به تصویری عمیق‌تر از آزاردهندگی یک خرده‌ریز می‌پردازد؛ اینکه اگر خاری از باد به چشم بیفتد، آزارش به قدری است که چشم از اشک و پلک‌زدن آرام نمی‌گیرد و این شدت ناراحتی را چند برابر می‌کند.

شرح

مولانا در این ابیات، در ادامهٔ مثالی که از «خس» یا خاشاک در دهان می‌آورد، استعاره را به اوج خود می‌رساند و می‌گوید: حال اگر این خس، نه در دهان، بلکه در چشم افتد، چه خواهد شد؟ بی‌تردید آزار آن چند برابر است. چشم شروع به آب‌ریزش می‌کند و پیوسته در حال بسته و گشادن است، گویی خود را برای دفع این مزاحم کوچک به تقلا می‌اندازد. این بیت، در بستر داستان دلقک و وزیر، بخشی از استدلال وزیر به پادشاه است. وزیر دلقک را به مثابه همین «خس» معرفی می‌کند که آرامش را بر هم می‌زند. اگر خاشاکی در دهان، زبان را پیوسته به جست‌وجو وادار می‌کند و خاری در چشم، پلک را به تکرار، پس این «خرده‌شیشه» یا «گره» که در وجود دلقک است (به گمان وزیر)، آرام نخواهد گرفت و باید ریشه‌کن شود. نکتهٔ کلیدی مولانا در اینجا، ناتوانی دروغ و ناراستی از پنهان ماندن است. درست مانند خاری که در دهان یا چشم نمی‌تواند پنهان بماند و وجودش پیوسته آزار می‌رساند تا دفع شود، کذب و تزویر نیز «آرامش» نمی‌آورد. دلِ شنونده از دروغ آرام نمی‌گیرد و پیوسته در جست‌وجوی حقیقت است تا به «طمانیه» برسد. این بیت به زیبایی نشان می‌دهد که طبیعت حقیقت‌جو و آرامش‌طلب انسان، هر مزاحم و ناراستی را دفع می‌کند، همان‌طور که چشم و زبان جسمی، خس و خار را بر نمی‌تابند. از این رو، وزیر می‌گوید باید دلقک را کتک زد تا این «خس» را از چشم و دهان بیرون بیندازد و خود را خلاص کند.

نکات کلیدی

  • شدت آزاردهندگی: یک امر کوچک و مزاحم (خس) می‌تواند آرامش را از انسان سلب کند، خاصه اگر به عضوی حساس چون چشم راه یابد.
  • ناتوانی دروغ از پنهان ماندن: همانند خاشاک در چشم، ناراستی و تزویر آرام نمی‌گیرد و خود را نمایان می‌سازد.
  • واکنش طبیعی به ناراحتی: بدن (چشم و دهان) به طور غریزی برای دفع عوامل آزاردهنده تلاش می‌کند تا به آرامش رسد.
  • استدلال وزیرانه: وزیر با این استعاره، دلقک را به مثابه یک آزاردهندهٔ مزاحم نشان می‌دهد که باید به زور دفع شود.
  • لزوم دفع هر آنچه آرامش را بر هم می‌زند: چه در جهان جسم و چه در عالم معنا، باید آنچه را که مانع طمانیه است، کنار زد.

Sources: d6-s58 · 00:58:14

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.